امروز پس از ۲۲۴۴ روز میتوانم بگویم خوشحال هستم.
مولوی میگوید:
امروز روز نوبت دیدار دلبرست
امروز، روز طالع خورشید اکبرست
دی یار قهرباره و خونخواره بود لیک
امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست
از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن
کانها به او نماند او چیز دیگرست
هر کس که دید چهره او نشد خراب
او آدمی نباشد او سنگ مرمرست
هر مومنی که ز آتش او باخبر بود
در چشم صادقان ره عشق کافرست
ای آنک بادههای لبش را تو منکری
در چشم من نگر که پر از می چو ساغرست
زد حلقه روح قدس مه من بگفت کیست
آواز داد او که کمین بنده بر درست
گفتا که با تو کیست بگفت او که عشق تو
گفتا کجا است عشق بگفت اندر این برست
ای سیمبر به من نظری کن زکات حسن
کاین چشم من پر از در و رخسار از زرست
گفت از شکاف در تو به من درنگر از آنک
دستیم بر در تو و دستیم بر سرست
گفتا که ذره ذره جهان عاشق منند
رو رو که این متاع بر ما محقرست
پیش آ تو شمس مفخر تبریز شاه عشق
کاین قصه پرآتش از حرف برترست
اکبر گنجی شب گذشته برخلاف سخنان معاون مرتضوی آزاد شد. گفته میشود او تنها 47 کیلو وزن دارد.
به نظر میرسد حرفهای روز گذشته سالارکیا برای جلوگیری از مراسم استقبال احتمالی بود، ولی این موضوع اکنون اصلا اهمیتی ندارد. به گنجی بخاطر پایداریاش، به معصومه شفیعی بابت صبرش و به رضوانه و کیمیا برای گذراندن روزهایشان در کنار پدر تبریک میگویم.
این عکس محمد رضا شاهرخی نژاد را دوست دارم و با اجازه خودش اینجا گذاشتم. این عکس، همراه ۱۱۹ عکس دیگر توسط خبرگزاری فارس به عنوان تصاوير برگزيده سال منتشر شده است. همه عكسها را اينجا ميتوانيد ببينيد.
امروز جمعه ۲۶ اسفند ماه قاعدتا و قانونا مىبايستى اكبر گنجى از زندان اوين آزاد شود. خانواده گنجى مدتهاست كه روزشمارى مىكنند تا او را پس از تحمل دشواریهاى بسيار در زندان، اين بار در كنار خود ببينند، اما محمود سالارکيا، معاون امور زندانهای دادستانی تهران از آزادی گنجی در روز ۱۰ فروردين ماه سال ۸۵ خبر داد. وی علت اين امر را غيبتهای غيرموجه گنجی در طول مرخصیهای خود اعلام کرد. با اين حال هنوز نمیتوان به اين قول نيز اطمينان کرد. چندی پيش سايت "فردا" که منتفی شدن آزادی گنجی را اعلام کرده بود؛ نوشت: "گفته میشود احتمال دارد در صورتی كه گنجی بعد از آزادی از زندان بخواهد رويه گذشته خود را ادامه دهد، برخی پروندههای وی از جمله پرونده "مانيفست جمهوری خواهی" وی به جريان افتد. علاوه بر اين كه وی دارای هفت ماه حبس تعليقی نيز هست كه چنانچه مسئولان قضايی بخواهند، میتوانند وی را در زندان نگهدارند."
آنطور که من فهمیدم، اکبر گنجی باید روز جمعه آزاد شود. میگویم من فهمیدم، چون معلوم نیست که در اين مملکت قانون را چه کسی و چگونه تفسیر میکند. پس معلوم نیست که گنجی واقعا روز ۲۶ اسفند آزاد میشود، یا نه. مدتها ست که امیدواریم او آزاد شود و همه اخبار بد و حدسهای ناخوشایند را عمدا نادیده میگیریم.
این طرح از نیک آهنگ کوثر است و نوشته زیرش از ساجده شریفی.

مسیح صلیب تنت بودم
نه؛
میخ مسیح تنت بر صلیب...
بالاخره حکومت ایران رسما پذیرفت در یک مورد خاص هم که شده با شیطان بزرگ (بخوانید آمریکا) مذاکره مستقیم و رسمی انجام دهد. شاید اگر این اتفاق زودتر از اینها رخ میداد اکنون وضعیت بهتری داشتیم. در هر صورت اکنون به در خواست یکی از سران سیاسی عراق (عبدالعزیز حکیم) این اتفاق رخ میدهد. مثل اینکه سخن حکیم در ایران خریدار بیشتری دارد تا نظر مردم و سیاستمداران میانهرو. فعلا همین قدر مینویسم تا ببینیم چه میشود!!!
آلفرد یعقوب زاده آزاد شد
آلفرد يعقوب زاده عکاس آژانس سيپا در بسياری از درگيريها و جنگها حضور داشته و در جنگ داخلی لبنان نيز مجروح شده بود. وی که از حدود ۲۵ سال پيش در فرانسه اقامت دارد سال پيش بعد از برگزيده شدن در مسابقه عکس نيايش بعد از ۲۳ سال به تهران آمد و اخيرا نيز جهت پوشش حوادث مربوط به اعتراض های مقابل سفارتخانه های اروپايي به تهران سفر کرده بود.
وضعیت عجیبی است. اسراییل به زندان اریحا در کرانه باختری رود اردن حمله کرده و زندانیانی که میخواسته را دستگیر کرده است. این زندان در اختیار دولت خودگردان بود.
اخبار مرتبط را در زیر بخوانید:
محمود عباس سفر اروپايی خود را نيمه کاره گذاشت
اشغال زندان فلسطينيان پايان يافت
اسرائيل بازجويی از زندانيان اريحا را آغاز کرد
تعليق مذاكرات ائتلافي حماس با احزاب ديگر پارلمان
بعد التحریر:آلفرد یعقوب زاده عکاس ایرانی جزو افراد گروگان گرفته شده است.
این عکس از یعقوب زاده در همشهری چاپ شده بود.
بخشي از عكسهاي شب چهارشنبه سوري امسال را ميتوانيد اينجا ببينيد. آنچه مردم در اين شب منحوس انجام ميدهند مهم نيست، چيزي كه بيش از همه اين سروصداها آزارم ميدهد، نحوه برخورد پليس با آشوبگران است. نميدانم چرا شب چهارشنبه سوري مهرورزي پليس و برادران هميشه در صحنه لباس شخصي، ناگهان قلنبه ميشود!!!!! اگر نحوه برخورد با دانشجويان را با اقدامات پليس در اين شبها مقايسه كنيد به خوبي متوجه منظورم ميشويد. البته كساني كه خود از نزديك اتفاقات كوي دانشگاه تهران را در سال 78 و 82 ديدهاند بهتر متوجه ميشوند. گاهي احساس ميكنم در اين مملكت هر كاري غير از كار سياسي آزاد است. حتي اگر آشوب و بلوا باشد.
توضیح:مصاحبه فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در این مورد را اینجا بخوانید.
این یادداشت قرار بود در صفحه ۱۳ روزنامه همشهری در روز پنج شنبه چاپ شود که بنا به دلایل فنی چاپ آن به تاخیر افتاد.
يكي از معضلاتي كه اين روزها گريبان ما را گرفته است و نميدانيم چطور با آن مقابله كنيم، ناآشنايي شهروندان با حقوق خود و ديگران است. اگر هر سال به مناسبت چهارشنبهسوري به مشكل برميخوريم، يا در استاديومهاي ورزشي، يا ايستگاههاي اتوبوس وضعيتي حاكم است كه قابل تحمل نيست، يا هزاران هزار مشكل ديگر، همه و همه ناشي از ناآشنايي مردم با اصول زندگي در شهر است.
ادامه
عجب روزگاری شده. زن آدم بدون هیچ گونه اطلاع قبلی و یا اجازهای یک وبلاگ راه انداخته و حالا هم دستور میدهد که سر و سامانی به آن بدهم! مرد هم بود مردای قدیم!!!!!
دیالوگ مربوط: بابا خان دایی تو آدمُ نا امید میکنی.
این روزهای آخر سال تمام نمیشوند. مثل هر سال که تا اسفند تمام شود، جان به لب میشوم. خبرهای بد از هرسو میرسند و باز هم مثل همیشه خبرهای خوب آنقدر کم هستند و دور که نمیتوان به آنها دل بست. نفرین بر این شغل که با خبر گره خورده است و شنیدن اخبار روز آنقدر عادت شده که نمیتوان از آن گریخت.
![]()
پنج روز دیگر منتقل میشود. از سلولی کوچک در اوین به زندانی بزرگ به نام ایران.
از مرگ هیچ انسانی خوشحال نمیشوم. حتی اگر جلاد و بدتر از آن دیکتاتور باشد. جلاد جسم را میکشد و دیکتاتور روح را. خبر مرگ میلوشویچ خوشحالم نکرد. همان طور که خبر دستگیری صدام یا محاکمه پینوشه. این اتفاقات نه خوشحالی دارند و نه ناراحتی.(البته برای ما) اینها همه عبرتند. دنیا دیگر تحمل حضور دیکتاتورها را ندارد. مردم باشعورتر از آنند که حکومت لجام گسیخته یک احمق را بپذیرند. اما این اخبار طبیعتا برای دیگ مستبدان جهان آنچنان اندوهبار و نگران کننده است که خواب از چشمشان میرباید.
در یک روز ده تا مطلب نمینویسند. این را میدانم. ذوقزده هم نشدهام، ولی نتوانستم راجع به بحثی که درباره سخنرانی علی افشاری و اکبر عطری در کنگره آمریکا در گرفته، سکوت کنم.
اول گزارش بی بی سی در این باره را بخوانید و بعد هم این گزارش را. آنوقت است که منظور احمد شیرزاد نماینده دور ششم مجلس را از این نوشته بهتر درک میکنید. بعد از همه این حرفها مطلب مسعود بهنود راهم اینجا بخوانید ودر نهایت خودتان قضاوت کنید. انصافا حق با شیرزاد است که چهار سال را همراه دوستانش در مجلس گذراند و از مواهب قدرت حداکثر بهره را برد و کار خاصی هم نکرد یا با افشاری و عطری و بقیه اصلاح طلبانی که تمام مشکلات را تحمل کردند؟
بعداتحریر: نوشتههای زیر را در همین رابطه بخوانید
متن کامل دو سخنرانی
مریم شبانی بر افشاری و عطری خرده نگیرید
رضا خجسته رحیمی آقاي شيرزاد براي "مشمئز شدن" خيلي دير شده است
مهدی جامی افشاری و عطری تابوی بزرگی را شکستند
نیما نسرین در دفاع از افشاری و عطری
بهمن دارالشفایی
فرید مدرسی تردید و فشارهای عصبی مرا آزار میداد
سعید ابراهیم حبیبی هدف وسيله را توجيه نميکند
آرش غفوری جنجال افشاری و عطری
به این صفحه هم نگاهی بیندازید
۲- خسرو از فیلم مونیخ ساخته اسپیلبرگ آنقدر تعریف کرد که دلم آب شد! برای منی که عاشق مسائل فلسطین هستم، دیدن این فیلم باید لذت بخش باشد. اگر خسرو به وعدهاش عمل کرد و فیلم را برایم آورد، در موردش مینویسم.
دعوتنامه مراسم را اینجا ببینید.
خوشحالم! خالده نیازی شاعره افغانی بر خلاف بسیاری از شعرای پر مدعا و کم توان ایرانی آنقدر خوب برخورد کرد و جوابم را مهربانانه داد که باورم نمیشد. امیدوارم به زودی خبرهای بیشتری از این گفت و گو در فضای مجازی به شما بدهم. از شما چه پنهان قرار است دو مجموعه شعرش را برایم بفرستد.
این یادداشت، یکشنبه در صفه ۹ روزنامه همشهری چاپ میشود. زودتر میتوانید بخوانیدش.
اول: كوچك كه بودم هر كار اشتباهي كه انجام ميداديم، نام ديو بر ما مينهادند. از سوي ديگر در دستور زبان فارسي پسوند«انه» به معناي شباهت به كار ميرود. پس ميتوان نتيجه گرفت كه ديوانه كسي است كه كارها را خلاف روال معمول انجام ميدهد.
دوم :روزگاري ديوانگان را به جرم ديوانگي مجازات ميكردند. غل و زنجير و تازيانه سزاي كسي بود كه ديوانه بود. جدا از اين كار كه معمولاً برعهده حكومتها گذارده ميشد، مردم نيز از هيچ كاري نسبت به ديوانگان فروگذار نميكردند. سنگپراني تنها يكي از اين كارها بود.
ادامه
بالاخره من هم برتنبلیام غلبه و یک وبلاگ راه انداختم.
اولین واکنش را خسرو داشت: "سال ۵۷ ساواکی شدی؟"
خیلی دلگرم کننده است. نه؟

