تبليغاتX
دیگری
چهارشنبه 1385/06/29

در این یک روزه آنقدر اتفاقات مختلف در ایران و جهان رخ داده و آنقدر خبر و مقاله و تحلیل و یادداشت خوب در سایت‌ها وجود دارد كه دارم ذوق‌مرگ مي‌شوم! آن‌هم پس از هفته‌ها بي‌خبري كه ديگر داشت حوصله‌ام را سر مي‌برد. با اجازه تنها لينك مطالب را اينجا مي‌گذارم.
اول از همه گفت و گوي دويچه‌وله را بخوانيد با استاد بهروز وثوقي.
+
دوم. گويا دروغ‌گويي يك سوسياليست كه اتفاقا نخست‌وزير هم هست، در مجارستان باعث بروز ناآرامي‌هايي شده است.+ ( از چپ‌ها انتظار راستگويي داشتن خطايي است، بس بزرگ!)
سوم. در تايلند وقتي نخست‌وزير براي شركت در مجمع عمومي سازمان ملل راهي آمريكا شد، نظاميان عليه او كودتا كردند.
+ ( قابل توجه احمدي‌نژاد)
چهارم. جرج واكر بوش در سازمان ملل از مردم ايرن تعريف كرده و به حاكمان تاخته است.
+
پنجم. محمود عباس، رئيس حکومت خودگردان فلسطين، به تسيپی ليونی، وزير خارجه اسرائيل گفته است که دولت وحدت ملی فلسطينی که قرار است به زودی تشکيل شود، دولت اسرائيل را به رسميت خواهد شناخت. + ( اگر باز نشد، اينجا را ببينيد)
ششم. انتشار «راهكارهاي عملي ديدار امام زمان» توسط استاد اخلاق هيأت وزيران.
+
هفتم. قهر اعتماد ملي و كارگزارن.+
هشتم. تركيه هواپيمايي كه وزير امورخارجه ايران را حمل مي‌كرد، به مدت چند ساعت توقيف كرد. + و +
نهم. شوراهای امر به معروف در دستگاه های دولتی ایجاد می شود. +

ساعت 12:34 | | لینک
دوشنبه 1385/06/27
يك خبر ضد فمينيستي

براي آن‌هايي كه به "بي بي سي" دسترسي ندارند.

آيا مردان به علت هوش بيشتر در زمينه‌های کاری از زنان موفق‌ترند؟

دو دانشمند برجسته می‌گويند، ضريب هوشی (IQ) مردان به طور متوسط ۳ مميز ۶۳ صدم واحد از زنان بيشتر است و اين می‌تواند موفقيت بيشتر مردان در زمينه‌های کاری را توجيه کند.

جان فيليپ روشتن، روانشناس، پس از انجام صد هزار آزمون سنجش استعداد روی دختران و پسران ۱۷ و ۱۸ ساله نتيجه گرفته که مردان به دليل نمره بالاتری که کسب کرده‌اند، از زنان باهوش‌ترند.

وی همچنين گفته است که تنها دليل اينکه دختران در زمينه‌های تحصيلی از پسران موفق‌ترند، اين است که آن‌ها زودتر از پسران بالغ می‌شوند. (اصل خبر).

ساعت 18:45 | | لینک
سه شنبه 1385/06/21

گفتی مرا که چونی؟ در روی ما نظر کن

گفتی خوشی تو بی ما؟ زین طعنه‌ها گذر کن

گفتی مرا به خنده، خوش باد روزگارت

کس بی‌تو خوش نباشد، رو قصۀ دگر کن

مولوی                    

ساعت 12:23 | | لینک
دوشنبه 1385/06/13
دو لينك

می خواستم درباره صهیونیسم و انواع آن، چند يادداشت بنويسم كه نمي‌دانم چرا مقداري مردد هستم. (شايد بخاطر استقبال بي‌نظير!!!! دوستان باشد.) در هر صورت دو مطلب جالب در همين رابطه ديدم كه حيفم آمد اينجا نياورمشان يا اين‌كه در قسمت لينك‌هاي روزانه بگذارم.
اولي مقاله‌اي است از "آندره گلوكسمن" با عنوان «
سندرم اورشليم». سندروم اورشلیم بيماري است كه تا بحال نام آن را نشنيده بودم. البته اکنون اطلاعاتی در این‌باره دريافت كرده‌ام؛ ولي اين مقاله با بيماري مذكور رابطه‌اي ندارد! به زودي نوشته‌اي در توضيح اين بيماري همين‌جا مي‌گذارم. همراه با مطالبي در باره صهيونيسم.
دومي هم يادداشت عباس عبدي است درباره «
آینده حزب‌الله لبنان». آقاي گروگان‌گير سابق اين‌روزها آنقدر ليبرال شده كه فكر كنم خودش هم در تعجب و گيجي به‌سر مي‌برد!
این دو لینک باشد، تا زمانی که توانستم خودم را راضي كنم براي نوشت درباره صهيونيسم.

ساعت 17:30 | | لینک
یکشنبه 1385/06/12
يك مصاحبه شتاب‌زده

روز يكشنبه كه براي يك مسافرت چند روزه از تهران خارج مي‌شدم، بعد از كرج موبايلم زنگ زد. خانمي بود از سرويس وبلاگ‌هاي ايسنا. شماره‌ام را از رضا ولي‌زاده گرفته بود و قصد مصاحبه داشت. از آنجايي كه موبايلم تاليا است و بيرون شهر آنتن نمي‌دهد، تلفن قطع شد و در تماس‌هاي مكرر آن خانم با موبايل همسرم، در نهايت و پس از قطع‌شدگي‌هاي مكرر، مصاحبه كوتاهي پديد آمد. از آنجا كه خودم خبرنگارم و مي‌دانستم كه گاهي بايد يك گفت و گو بگيري، پس از پاسخ‌گويي طفره نرفتم، اما اصلا نه آمادگي قبلي داشتم . نه در موقعيت مناسبي بودم. به اين‌ها قطع چند باره تلفن و در نتيجه آشفتگي ذهن را هم اضافه كنيد. اين اتفاق برايم درسي داشت كه اگر مصاحبه شونده در وضعيت مناسبي نيست گفت و گو را به زمان ديگري موكول كنم.
در هر حال اين گفت و گوي كوتاه درباره "رعايت كپي رايت در وبلاگ‌ها" را اينجا بخوانيد.

ساعت 14:10 | | لینک
شنبه 1385/06/11
صدها صدام
دو مسافرت پشت سر هم و به‌فاصله يك روز،‌باعث شد به‌كلي از دنيا دور باشم. حالا كه بازگشته‌ام احساس مي‌كنم بيش‌از همه دلم براي دنياي مجازي و اخبار و اتفاقات آن تنگ شده است. مثل اين‌كه ديگر واقعا معتاد اينترنت شده‌ام! در هر صورت حالا برگشته‌ام و آن‌لاين هستم. خدا را شكر!
در اين يك هفته اتفاقات فراواني رخ داده‌اند كه من از بيشترشان بي‌خبر بوده‌ام و تنها خبر سقوط يك هواپيماي ديگر را شنيدم. راستي مثل اين‌كه واقعا داريم به‌سوي تحريم مي‌رويم. آن‌هم با سرعت نور! زماني كه آمريكا به عراق حمله كرد و سعيد الصحاف وزير اطلاع‌رساني صدام آن‌طور احمقانه سخن مي‌گفت، به دوستانم گفتم "عراق يك سعيد الصحاف دارد و ايران هزاران" حالا فكر مي‌كنم "عراق يك صدام داشت و ايران صدها"!!!
ساعت 15:35 | | لینک
چهارشنبه 1385/06/01
پايان يك دوره
این یکی هم تمام شد. ديگر دارد كم كم حساب روزنامه‌هايي كه در آن‌ها كار كرده‌‌ام، از دستم در مي‌رود. برخي تعطيل شده‌اند، بعضي جا استعفا داده‌ام و گاهي هم محترمانه اخراج شده‌ام. ديروز، آخرين روز كار در "همشهري امارات" بود. بنا به‌دلايلي كه دوست ندارم درباره‌شان بنويسم، ديگر آن‌جا نيستم. ديروز مدام در اين فكر بودم كه اين روزها حتي گدايان و كارتون خواب‌ها هم سرقفلي دارند و ما مثل كولي‌ها مدام باركوله‌مان روي دوشمان است و از اين روزنامه به آن روزنامه در گردشيم. هر روز يك كار جديد و آدم‌هاي جديد و ديگر دارد از اين همه نو شدن حالم به‌هم مي‌خورد! البته اين‌بار به اختيار خودم از روزنامه بيرون آمدم، ولي مگر انسان عاقل شرايط خوب را رها مي‌كند. اين هم بماند و برود جزء خاطرات و تجربياتي كه هيچ‌وقت به‌كار نمي‌آيند!
البته هنوز در همشهري هستم. در ساختمان آيتك و همشهري جمعه‌اي كه حالا به اسم "روز هفت" در مي‌آيد. يك دوره تمام شد و دوره‌اي جديد آغاز شد.
خطاب به آدم‌هايي كه منتظرند يك اتفاق بيافتد تا انواع و اقسام تحليل ها را ارائه دهند، مي‌گويم كه مشكلي با
خسرو ندارم و دليل بيرون آمدنم از "همشهري امارات" موضوعات ديگري بود و اگر بخواهد جاهايي ديگري با او كار مي‌كنم!!

ساعت 12:28 | | لینک