در شبي که تب و سر درد و تهوع، تاصبح بيدارم نگه داشت؛ مدام اين دو خط از ترانهاي كه محسن نامجو گفته و خوانده، در ذهنم تكرار ميشد.
«اين كه زاده آسيايي رو میگن جبر جغرافيايي
اين كه لنگ در هوايي، صبحونت شده سيگارُ چایی»
آيا اين وضعيت زندگي ما نيست؟ نسلي رها شده و دقيقا لنگ در هوا؟
خيلي چيزها هست كه بايد درباره آنها بنويسم، اما گاهي تنبلي نميگذارد و گاهي هم مشغلههاي جور و واجور. پس در نتيجه مجبورم در اين پست، از چند مسئله مختلف حرف بزنم كه هيچكدام با هم ارتباطي ندارند!
۱- چند روز پيش بالاخره موفق شدم فيلم «مونیخ» ساخته استاد اسپیلبرگ را ببینم. بینظير بود. بخصوص اگر كمي از مسائل فلسطين و اسرائيل را بداني. راستي كسي جايي را سراغ دارد كه اصل اين فيلم را بفروشند؟(البته از اين كپيهاي هزارتوماني نه)
۲- دوست خوبي، يك خواننده جوان را به من معرفي كرد كه واقعا كارهايش خوب است. محسن نامجو. حتما علاقهمندان به موسيقي او را ميشناسند، كه گويا يكي از آهنگهايش در جشنوارهٔ موسیقی TehranAvenueدر سال ۲۰۰۴ دوم شده است. اصلا انتظار نداشتم كه با چنين خوانندهاي روبرو شوم. خلاصه اينكه كلي حال كردم. اگر خواستيد، صدايش را اينجا بشنويد. متاسفانه مصاحبهاش با بيبيسي فيلتر شده است، ولي اين دو متن را پيدا كردم كه بد نيستند و اطلاعات خوبي دارند.
* http://jour4peace.com/default.asp
**http://sanbad.blogfa.com
۳- این فقر اقتصادی هم عجب دردسری است که باعث فقر فرهنگي هم میشود. بالاخره ديروز پس از مدتها توانستم شماره جديد ماهنامه «مدرسه» را بخرم. همينطور يك شماره از ماهنامه «آیین» را. اگر اهل مباحث فرهنگی و فلسفی هسیتد، اين ماهنامهها را از دست ندهيد.
۴- لبنان و فلسطين در آستانه تغييرات بزرگ و سرنوشتسازي قرار دارند. امروز ـو احتمالا فرداـ وقت نوشتن مطلبي در اينباره را ندارم، اما حتما بهزودي چيزي مينويسم.
۱- دوست فعالم، سركار خانم فهيمه خضر حيدري در وبلاگش، موضوع كمك به يك دختر كه توسط نامادرياش آسيب ديده را با جديت تمام پيگيري ميكند. حتما تا بهحال خبر شدهايد ولي در هر صورت خواستم اطلاعي دوباره داده باشم. براي پيگيري قضيه، اينجا را ببينيد.
۲- دوست خوبم، جناب آقاي يوسف عليخاني، در يك اقدام بينظير، ليست قزوينيهاي مشهور را تهيه كرده؛ هرچند كامل نيست، اما خوب است. حتما تا بهحال برايتان ايميل زده است، ولي در هر صورت خواستم اطلاعي دوباره داده باشم. براي پيگيري قضيه، اينجا را ببينيد.
حالا استاد عزيز يكي ديگر از شعبدههاي خود را نشان داده و قرار است در انتخابات مجلس خبرگان، واعظ طبسي، رازيني و امام جمعه همدان را در ليست حزب فرمايشياش قرار دهد. البته نقش اپوزيسيون منصوب نظام را بازي كردن، اين اقتضاعات را هم دارد.
***
مرتبط: متن خبر ايسنا در اينباره
چند شب پیش، خانه دو دوست عزیز بودم. یکی از آنها ـ كه شايد راضي نباشد اسمش را اينجا بياورم ـ تلاش بسياري ميكرد كه دلايل مرا براي تحريم انتخابات بداند و اگر بتواند راضيام كند كه از اين گروه خارج شوم و به راي دهندگان بپيوندم. راستش حرفهاي خوبي ميزد و در دفاع از نظرش چندان هم دست و پا بسته نبود، ولي نتوانست مرا قانع كند. هرچند كه من هم نتوانستم او را قانع كنم كه راي دادن در شرايط فعلي فايدهاي ندارد. در هر صورت تنها حاصل بحث دوستانه ما، كه تا ساعت ۴ صبح طول كشيد، سردرد بود!
دوستم در بين صحبتهايش جملهاي گفت كه مرا به فكر فرو برد. در اين روزها كه به خيلي چيزها شك كردهام و خيلي از باورهايم رنگ ميبازند، اين سخن دوستم بهكار ميآيد. جملهاش اعتماد بهنفسم را افزايش داد.
قرار بود كه چيزي درباره شوراها بنويسم، اما برنامهريزي دقيق دولت و تعطيلي چند روزه باعث شد مطلبم تاحدودي بسوزد. در هر صورت فعلا اين مطلب را داشته باشيد تا بعد.
جبهه اصلاحات دچار انشقاق شده است. سيد محمد خاتمي، برخلاف وعدهاي كه داده بود، از عالم سياست خارج نشده و از طريق بنياد باران به شدت فعاليت سياسي ميكند. البته در پشت صحنه. ثبتنام نابهنگام و اعلام نشده چندين نفر از اعضاي كابينه او كه عضو بنياد باران نيز هستند، گرچه با استقبال مشاركت و سمپاتهاي آن روبرو شد، واكنش منفي ديگر اعضاي جبهه اصلاحات را به دنبال داشت. در جلسه روز يكشنبه هفته گذشته «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات» كه تا نزديك افطار ادامه يافت، غريباني(رييس دورهاي سابق جبهه اصلاحات) و از نيروهاي نزديك به اصغر زاده، وقتي با نامنويسي وزراي خاتمي و احتمال در ليست قرار گرفتن آنها مواجه ميشود، قصد ترك جلسه را داشته كه با پادرمياني به جلسه بازميگردد و به مشاركت، سازمان مجاهدين، اعتماد ملي و... تا چهارشنبه همان هفته فرصت ميدهد تا در جهت ارائه ليست مشترك حركت كنند؛ وگرنه آنها نيز ليست جدا ميدهند.(البته روزهای آخر هفته تعطیل شدند!!)
در همان شب كه جلسه گروههاي بيستگانه جبهه اصلاحات برگزار شد، «جنبش مردمي اصلاحات» اعلام وجود كرد. اين جنبش با حضور ابراهيم اصغر زاده(عضو شوراي شهر اول و دبيركل سابق حزب همبستگي)، مصطفي كواكبيان(دبيركل حزب مردمسالاري)، هادي خامنهاي(دبير كل مجمع نيروهاي خط امام)، مجيد محتشمي(دبيركل حزب آزادي)، حكيميپور(دبيركل حزب اراده ملت ايران)، اشرفي اصفهاني(پسر آيتالله اشرفي اصفهاني و عضو سابق مجمع روحانيون مبارز تهران)، محمدعلي غريباني(رييس دورهاي سابق جبهه اصلاحات) و چند نفر از نيروهاي مستقل، تشكيل شده است. اين جبهه خواهان سهم پنج نفره در ليست اصلاحطلبان و همچنين پيوستن حزب اعتماد ملي به اين فهرست است. جلسه يكشنبه اين جبهه پس از افطار، در مجتمع مذهبي-فرهنگي اميرالمؤمنين در بلوار مرزداران برگزار شد كه مجتمعي خصوصي و متعلق به اشرفي اصفهاني است. حزب جديدي كه اصغرزاده در صدد تاسيس آن است نيز احتمالا به اين جبهه ميپيوندد. كواكبيان در جلسه يكشنبه شب مدعي شده است تاكنون حدود 40 حزب از مجموعههاي مختلف حتي برخي گروههاي درون جبهه اصلاحات در اين جنبش حضور دارند كه البته نامي از اين 40 حزب نبرده است.
مرتبط:
گزارش ايسنا از مراسم اعلام موجوديت جـنـبـش مـردمـي اصـلاحـات
سخنان هادي خامنهاي درباره انتخابات شوراها
واكنش يكي از اعضاي جبهه اصلاحات به شكلگيري جـنـبـش مـردمـي اصـلاحـات
***
بدم نميآمد درباره اعضاي جنبش مردمي اصلاحات و كارهايي كه تاكنون كردهاند، چيزهايي بنويسم، اما از آنجا كه نميخواهم له يا عليه كسي سخني بگويم، فعلا ساكت ميمانم تا بعد.
۱- خداییش این احمدینژاد عجب آدم جالبي است. بهنظرم كاملا نمونه خوبي است براي مطالعه. اگر اساتيد علوم سياسي و اجتماعي تا صد سال ديگر هم از واپسگرايي و تحجر فكري و چيزهايي نظير اين سخن ميگفتند، به اندازه كارهاي اين مرد كه حالا رئيس جمهوري اسلامي ايران است، نميتوانستند آموزش بدهند و حق مطلب را ادا كنند. ( در ميان واكنشها به سخنان گهربار و راهگشاي اخيرش، مطلب فهيمه از بقيه بهتر است.)
۲- تا بهحال هيچوقت يكجا اينقدر توهين به خودم و كشورم نديده بودم. اينجا را ببينيد تا هم به تاثير عملكرد سياستمداران ايراني پي ببريد و هم تحملتان بالا برود!!
۳- اين روزها كه ثبت نام انتخابات شوراها بود، اتفاقات جالبي افتاد و نظرهاي جالبي از حضرات شنيديم. در اين باره بعدا چيزكي به همراه چند خبر اختصاصي مينويسم.



