عامل انفجار بلوار ثارالله زاهدان، مقارن ساعت 10 صبح امروز در محل حادثه بمبگذاري به دار آويخته شد. (اصل خبر)
نميدانم روند حقوقي و قضايي اين اعدام كي انجام شده است.
يعني در همين چند روز، دادگاه برگزار شد و حكم صادر شد و وكيل متهم هم ۲۰ روز براي درخواست تجديد نظر مهلت داشت و دادگاه تجديد نظر هم حكم دادگاه بدوي را تاييد كرد و در نهايت، متهم در يك محاكمه عادلانه مجرم شناخته شد و دار برايش برپا كردند؟ عجب قوه قضاييه سريعي داريم.
بعدالتحریر: چقدر احتمال دارد این بنده خدایی که اعدام شده، اصلا دخلي به ماجراي انفجار نداشته باشد؟ مدت كمي پس از انتشار خبر انفجار در مسير اتوبوس سپاه پاسداران در زاهدان، گروهی به نام جنبش مقاومت مردمی ايران -جند الله- در اطلاعيهاي مسئوليت اين انفجار را بر عهده گرفت، اما دستگير شدن عوامل انفجار را تکذيب کرد.
امروز گویا ولنتاین است. حالا این روز، چه ربطی به ما ایرانیها دارد و بخصوص مسلمانها، نميدانم. خدا را شكر كه بالاخره از جهاني شدن يك چيزي به ما رسيد. امروز از صبح مدام اين شعر از مهدي استاد احمد، توي ذهنم تكرار ميشود. معذرت ميخواهم. هيچ شخص خاصي را منظور ندارم. همينطوري از اين قطعه خوشم ميآيد!
... تو فرشتهای، نه آدم
نازنین و با اصالت
تو یه دوشیزه پاکی
مثه تونل رسالت!
می شه با یه یادگاری
تا ابد یاد تو باشم
اگه حتی واسه یک شب
برج میلاد تو باشم!
هر سال به اين روزها كه ميرسيم، اين سئوال در ذهنم جان ميگيرد كه «چه شد به اينجا رسيديم؟» كسي واقعا ميداند چه شد؟ كسي هست كه بتواند جواب اين پرسش را به دور از هرگونه جهتگيري سياسي و حب و بغض شخصي، بدهد؟ چرا هنوز ۳۰ سال از انقلاب ۵۷ نگذشته تمامي نيروهاي سياسي -از ماركسيست و كمونيست و ليبرال گرفته تا بنيادگرا و چپ و راست و...- از وضعيت موجود ناراضي هستند و همه در اين موضوع اتفاق نظر دارند. از احمدينژاد و اللهكرم بگيريد، تا گنجي و سازگارا و بنيصدر و ابراهيم يزدي. همه و همه معتقدند در وضعيت بدي هستيم. البته هركسي از نگاه خود.
گاهي فكر ميكنم خدا نيامزد مظفر بقايي را كه تخم لق ولايت فقيه را در دهن حسن آيت شكست و او هم، آنقدر در گوش روحانيون مجلس خبرگان خواند تا شد آنچه نبايد ميشد. گاهي هم فكر ميكنم هرچه ميكشيم از چپرويهايي است گروهها و افراد براي دستيابي به حداكثر سرعت در اين جاده، به هيچچيز -حتي منافع ميان مدت خودشان هم- رحم نكردند.
تنها يك چيز برايم روشن و واضح است. بايد تاريخ بخوانم. تاريخي كه روايت ميشود و نه آنكه مينويسندش.
چند روزی است که مسئله تخریب مسجد القصی به همه اخبار مربوط به فلسطین اضافه شده است. خبری که متاسفانه در رسانههای ایران انعکاس مناسب و درستی نداشته است. آيا اسرائيل واقعا مشغول خراب كردن بناي مسجدالقصي است؟ و اگر پاسخ به اين سئوال مثبت است، پس چرا ايران امروز به فكر محكوم كردن اين اتفاق افتاده است؟
يكبار در مطلبي كه درباره سندروم اورشليم نوشته بودم، برخي از مكانهاي باستاني و مقدس شهر اورشليم(بيتالمقدس) را شرح دادم. بهتر ديدم براي آگاهي از اتفاقي كه در حال رخ دادن است، تنها به دو عكس و شرح دوباره اين اماكن اكتفا كنم.
عكس۱: در اين عكس نمايي از حرمالشريف را ميبينيد. البته از خارج. پلي كه در عكس ديده ميشود، به پل چوبي معروف است كه حرم را به محله قديمي شهر كه عرب نشين است، متصل ميكند. در سمت چپ پل ديوار ندبه ديده ميشود و گنبد طلايي مسجد صخره يا قبهالصخره نيز در عكس نمايان است. اين عكس مربوط به پيش از عمليات تخريب است.

عكس۲: اين عكس مربوط به روزهاي اول عمليات ساختماني است كه شروع شده. هماكنون پلي كه در سمت چپ عكس ميبينيد، وجود ندارد. اسرائيل اعلام كرده هدف از انجام عمليات اخير، تخريب پل چوبي و ساخت پلي جديد است. اما پل جديد حرمالشريف را به شهركهاي يهودي نشين متصل ميكند. فلسطينيها ميگويند بولدوزرهاي اسرائيلي به منطقه براق رسيدهاند و قصد تخريب ساختمانهاي آنجا را دارند. 
و اما توضيح مكانها
حرمالشريف: منطقهاي در اورشليم و بر بالاي كوه موريا كه با مساحت 35 هزار مترمربع، مسجدالاقصي، مسجد صخره، مسجد عمر و ساير مكانهاي مذهبي را در خود جاي داده است.
قبهالصخره: مسجدي كه گرداگرد صخره مقدس قرار دارد. اين مسجد در سالهاي 69 تا 72 ه.ق به وسيله عبدالملك بن مروان -خليفه اموي- ساخته شد. اين بنا معروفترين ساختمان در فلسطين است كه «قدس» نيز ناميده ميشود. گاهي اين بنا را به اشتباه مسجد القصي نيز مينامند.
صخره مقدس: جايي كه اولين و دومين معبد يهوديان بر روي آن بنا شد. اين معابد در طول زمان و بر اثر جنگها ويران شدند. در برخي روايتهاي تاريخي آمده، صخره همان جايي است كه حضرت ابراهيم فرزند خود را براي قرباني به آنجا برد و حضرت محمد نيز در شب معراج از بالاي اين صخره به معراج رفت.
مسجدالاقصي: مسجدي كه در محوطه حرمالشريف به طرف جنوب در فاصله 500 متري مسجد صخره قرار دارد. ساخت آن در 705 ميلادي به پايان رسيد. اين مسجد پيش از فتح اورشليم به دست صلاحالدين ايوبي، كليسا بود.
ديوار ندبه: هيروديوس اول تپه معبد را از سه سو با ديوارهاي عظيم سنگي به ارتفاع 15 متر محاصره كرد. از آن ديوارها، اكنون تنها ديوار غربي مانده است كه يهوديان در كنار آن بر ويراني معبدشان شيون ميكنند. به همين جهت نام آن «ديوار ندبه» شده است.
منطقه براق: مسلمانان معتقدند پيامبر در شب معراج براق را در كنار ديوار غربي بست. براي همين به اين ديوار جدارالبراق و به پيرامون آن منطقه براق ميگويند. در آن محل مسجدي براي اداي نافله بنا شده است.
از باب نصیحت به مسئولان نظام میگويم. مصرف زياد شكر هم براي سلامتي مضر است و هم قيمت آن را در بازار بالا ميبرد.
روز گذشته آيتالله هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام طي سخناني در مدرسه دخترانه رفاه فرمودهاند: «آن روزها بختيار كساني را به اين مدرسه ميفرستاد تا هر طور كه هست مانع سقوط رژيم شاه شوند؛ يكي از آنها مدني بود و ديگري اميرانتظام كه هر دو در دولت بختيار بودند، اما با نيروهاي انقلاب هم ارتباط داشتند و از دوستان آيتالله طالقاني و مهندس بازرگان به شمار ميرفتند، اما اصلشان اين بود كه امام خميني (ره)، اجازه نخستوزيري را به بختيار بدهد، در حالي كه امام چون كوهي استوار، چيزي جز سقوط رژيم شاه را تصوير نميكرد و خواستار تاسيس حكومت اسلامي بود.»
بله به سراغ مدنی -که دیگر زنده نیست- و اميرانتظام -که امکان پاسخگویی ندارد- رفتن، کار چندان سختی نیست. همینطور است درباره بازرگان و طالقاني سخن گفتن. اين وسط تنها وجدان سخنگو ميماند كه گويا در ايران وجود ندارد.
اين، از باب نصیحت به مسئولان نظام گفتم. وگرنه به حال من كه تفاوتي نميكند. حداكثر اگر شكر گران شود، مصرف را كم ميكنيم. مثل گوج فرنگي و سيب زميني و گوشت و ماهي و بقيه چيزها!
هرچه تلاش ميكنم كه چيزي درباره لبنان ننويسم، نميشود. عملكرد حزبالله و گروههاي طرفدارش، شباهت عجيبي به تماميتخواهان ايراني دارد. انگار از روي دست هم كپي ميكنند. حزبالله ميگويد انتخابات زودهنگام بايد برگزار شود، چون 1.5 ميليون نفر مخالف دولت هستند. اما معلوم نيست كه تكليف آن 2.5 ميليون نفر ديگر چه ميشود. بهانهاي هم كه براي سرنگوني دولت ميآورند، اقدامات ضد ملي دولت سينيوره است، ولي تاكنون هيچ مورد مشخصي از اين اقدامات ذكر نشده و بيشتر بهنظر ميرسد اصرار 14 مارسيها در برگزاري دادگاه بينالمللي براي قاتلان رفيق حريري -كه احتمالا سوريه و بشار اسد در آن محكوم ميشوند- علت اصلي دشمني حزبالله با آنها است.8 مارسيها راضي به انجام گفتوگو هم نميشوند و تنها به ادامه تحصن اصرار دارند. تحصني كه به نظر نميرسد نتيجهاي هم داشته باشد.
روزنامه الديار هم كه بهتر است بگوييم ايراني است تا لبناني، از طرح جديد عمرو موسي، دبيركل اتحاديه عرب براي حل بحران لبنان خبر داد كه قرار است در جريان سفر قريبالوقوع وي به بيروت مطرح شود.
ساختار جديد تشكيل دولت متحد ملي و ابقاي اميل لحود، رئيسجمهور لبنان تا پايان دوره رياست جمهورياش از جمله مفاد اين طرح است. اين طرح هم چنين موضوع دادگاه بينالمللي براي محاكمه عاملان ترور رفيق حريري، نخست وزير اسبق لبنان را در بر ميگيرد. البته معلوم نيست تا چه حد ميتوان به صدق گفتههاي الديار اعتماد كرد.
در همین حال روزنامه البيان - چاپ امارات- روز گذشته اعلام كرد 45 نماينده فرانسوي طي درخواستي از فرانسه خواستند تا در نشست آينده پارلمان اروپا پيشنهاد درج نام حزبالله در فهرست سازمانهاي تروريستي را مطرح كند. اين درخواست به صورت مكتوب به رييس جمهور فرانسه ارايه شد. اين نمايندگان دليل اختلاف نظر در اتحاديه اروپا درباره درج حزبالله لبنان در فهرست سازمانهاي تروريستي را تاكنون مخالفت فرانسه با اين اقدام دانستند.
در صورتي كه نام حزبالله در فهرست گروههاي تروريستي قرار گيرد، اگر اين حزب اكثريت دولت آينده را در اختيار گيرد، سرنوشتي بهتر از حماس نخواهد داشت.
بيچاره ايرانيها كه علاوه بر دولت فلسطين، بايد خرج دولت لبنان را هم بدهند!
بگذار بگذار بگذار بگذار بگذار تا تا تا تا تا مقابل مقابل مقابل مقابل مقابل روی روی روی روی روی تو تو تو تو تو بگذریم بگذریم بگذریم بگذریم بگذریم
دزدیده دزدیده دزدیده دزدیده دزدیده در در در در در شمایل شمایل شمایل شمایل شمایل خوب خوب خوب خوب خوب تو تو تو تو تو بنگریم بنگریم بنگریم بنگریم بنگریم
با اجازه از حضرت سعدی
میخواستم درباره اوضاع لبنان چیزکی بنویسم که سرم شلوغ شد و از اخبار و وقایع جا ماندم. راستش تا زمانی که این علی آقای مهتدی اینطور از بیروت خبر و گزارش میده دیگه جایی برای نوشتن اخبار از روی تلکس خبرگزاریهاي داخلی و خارجی نمیماند. فقط میماند تحلیل که آن هم یک ذهن باز و یک وقت آزاد میخواهد که من اصلا ندارم.
عاشورا هم كه آمد و رفت. اين عكسها را ببينيد تا حسابي وضعيت عزاداري امسال، دستتان بيايد كه گفتهاند، مشت نمونه خروار است.
راستي اگر بعد از درگيريهايي كه بين پليس عراق و شبهنظاميان، در حومه نجف رخ داد، شاهد تشييع جنازههاي عجيب و غريب بوديد، تعجب نكنيد. گفته ميشود، بيشتر كشتهشدگان ايراني و افغاني هستند. بيچاره دولت ايران كه هم بايد از پيروزي دولت مالكي در برخورد با تروريستها ابراز خوشحالي كند و هم بايد اعضاي سپاه قدس را براي عملياتهاي بعدي توجيه كند!
۱-خوب محرم هم چند روزي است كه آغاز شده و در اين شبها هم مراسم مربوط به آن، اوج ميگيرد. در همين شبها مصرف انواع مواد مخدر- بخصوص ترياك و حشيش – و لوازم آرايشي زنانه و مردانه بالا ميرود. بالاخره شب كه ميشود و پرده تكيهها كه پايين ميآيد، خيليها مينشينند و ترياك ميكشند يا بيدغدغه از پرسش والدين، در اين كوچ و آن كوچه سيگاري بار ميزنند!
در همين شبها است كه به اندازه يك سال، شماره تلفن بين پسرها و دخترها، رد و بدل ميشود. به اصطلاح خودشان، دخترها نخ ميدهند و پسرها مخ ميزنند. به هر كوچه تاريك و باريكي كه ميخواهي بروي، بايد اول يك ياالله بلند بگويي تا خداي ناكرده ناموس مردم را با دوست پسرش در وضعيت بدي، نبيني!
اين وسط اگر اهل هيات رفتن باشي هم، بايد حواست باشد كه قبلا فيلم ترياك كشي مداح هيات بيرون نيامده باشد. يا همان كسي كه شرشر از مردم اشك ميگيرد را بر سر ماجراي قتلهاي زنجيرهاي دستگير نكرده باشند. بايد حواست باشد كه علمكش هيات براي آنكه بتواند بيشتر با علم دور بزند، علف مصرف نكرده باشد. بايد حواست باشد كه فلان حاجي باني هيات، پول ربايش را بر سر سفره نذري نياورد. بايد حواست باشد...
۲-باكري و همت و جهانآرا و بابايي و همه آنهايي كه اين حكومت به آنها افتخار ميكند، حاصل تربيت دوران رژيم منحوس پهلوي بودند و آدمهايي كه در بالا ذكرشان رفت هم محصول سيستم تربيتي نظام مقدس جمهوري اسلامي.
۳-ايكاش داوري در كار بود.
مجموعه حكومت براي اولين بار در تاريخ ايران از كردهاش خجالت ميكشد. تا كنون هميشه رسم بر اين بوده كه حكومت هر تصميمي كه خواسته گرفته و هر كاري كه خواسته كرده و به هيچكس هم پاسخگو نبوده. البته الان هم پاسخگو نيست، اما از كاري كه كرده شرم ميكند. بيش از يك سال پيش حكومتگران ايراني به هر روشي كه ممكن و متصور بود، كاري كردند تا محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري برسد. حالا از كاري كه كردهاند، پشيماناند و نميدانند چه كنند. آنها براي فرار از اين عذاب وجدان و آبروريزي كه ۲۴ ساعته همراهشان است، دو راه متفاوت در پيش گرفتهاند. در داخل به او توصيه ميكنند كه سخن نگويد و عده ندهد و برای رسیدگی به عملکردش تلاش می کنند و در خارج سعی میکنند چهره او، كمتر در معرض ديد عموم قرار گيرد و در مكانهاي مهم كمتر سخن بگويد. مثلا اين خبر را ببيند. خاتمي قرار است برود داووس. جايي كه همه كشورها، سران خود را ميفرستند، اما از ايران قرار است خاتمي برود. رئيسجمهور سابق كشور. براي همين است كه ميگويم حكومت براي اولين بار از كرده خود پشيمان شده و خجالت ميكشد.



