بالاخره همانطور که انتظار میرفت، با كاهش هيجان اوليه، از زاويههاي جديد هم به ماجراي دانشگاه زنجان نگريسته شد. اينكه ممكن است ماجرا يك دام بوده باشد تا از معاوني كه حكم انحلال انجمن اسلامي دانشگاه را صادر كرده، انتقام بگيرند. يا اينكه چرا در اتاق قفل نبوده و نكند آن آقا اصلا كاري نكرده و خانمي به اتاقش رفته و شروع به درآوردن لباسهايش كرده و آقا تا خواسته به خودش بيايد، بقيه سر رسيدهاند. يا سئوالهايي از اين دست كه بسيار هم كليدي هستند. اما يك سئوال ديگر هم همينجا به ذهن من رسيده كه اندكي با بقيه متفاوت است.
چرا مردم چنين اتهامي را باور ميكنند؟ چرا كسي فكر نميكند همه اين حرفها يك تهمت زشت است؟ من نميخواهم در اين رابطه قضاوت كنم. ـ نه قاضي هستم و نه همه جوانب قضيه را ميدانم. ـ فقط ميخواهم بگويم يك جامعهشناس بايد علت باورپذيري مردم در رابطه با چنين اخباري را بررسي كند.
پاسخ اين سئوال، براي حاكمان بايد بسيار مهمتر از مردم باشد.
دوم: چند استاد باسابقه از دانشگاه اخراج ميشوند. بعدتر خبري منتشر ميشود درباره گاف اخلاقي يك استاد دانشگاه. او اخراج نشده بود.
سوم: چندتن از قضات و وكلاي باسابقه، اخراج ميشوند. بعدتر خبر ميرسد كه يك قاضي به جرم لواط در زندان است. او اخراج نشده بود.
چهارم: .......
پنجم: ........
.....
از اين اتفاقات دو نتيجه ميتوان گرفت:
۱- بايد همه را اخراج كرد!
۲- منتقد، از متجاوز بدتر است!
اول اینکه ترجمه یادداشت بسیار عالی توماس فریدمن در الشرق الاوسط را اینجا بخوانید. فريدمن از تفاوت اقتصاد دانايي محور اسرائيل و نفت محور ايران گفته است.
بعد هم خبر تلاش معاون دانشجويي دانشگاه زنجان براي تجاوز به يك دانشجوي دختر را اينجا ببينيد. (فيلترشكن نياز دارد.)
خداييش يكي جلوي مديران جناح راست را بگيرد؛ اگر همينطور ادامه پيدا كند، معلوم نيست كار به كجا ختم ميشود! تازه سردار زارعي هم از زندان آزاد شده و لابد دوباره بساط نماز جماعت برقرار ميشود!
۱ـ کلی درباره تاکسیهای افتضاح پايتخت نوشته بودم كه برق اتصالي كرد و همش پريد): الآن هم حوصله دوباره نوشتن ندارم!
۲ـ عجب تيمي است اين هلند. من كه يك ايتاليايي دو آتشه هستم، واقعا از بازيهاي هلند لذت بردم. اين تيم اگر بدشانسي نياورد، قهرمان اروپا خواهد بود.
۳ـ امروز رفتم يك ساعت در بانك معطل شدم تا يك كارت خريد اينترنتي بخرم تا بتوانم يك سيمكارت همراه اول براي مادرم ثبت نام كنم. خوب اگر قرار بود يك ساعت علاف شويم و به بانك برويم، چه لزومي بود كه اينترنتي ثبت نام كنيم؟ وضعيت بانكداري و تجارت الكترونيكي در ايران از آنتندهي ايرانسل هم بدتر است!
۴ـ پنجشنبه تولد يكي از دوستان بود كه برايش، حافظ و سعدي "عباس كيارستمي" را خريدم. گرچه من دوست دارم يك غزل كامل بخوانم و از تك تك كلماتش لذت ببرم، اما اين كتابها هم بد نيستند. بهخصوص اگر حوصله خواندن كامل اشعار وجود نداشته باشد.
۵ـ يك كار دلي شروع كردهام كه دوستش دارم. يكي ديگر هم قرار است به زودي شروع شود. اينها باعث ميشوند احساس كنم هنوز روزنامهنگارم. (كار دلي يعني كاري كه نه اجباري به نوشتن هست و نه وقتي مينويسي، پولي عايدت ميشود. فقط بهخاطر علاقهات مينويسي)
۱- رفته بودم تعطیلات و بعد هم که برگشتم، سرماخوردگي عارض شد كه البته الان در حال رفع شدن است.
۲- آقايان و خانمها، به خدا اين كشور جاهايي غير از سواحل كثيف و بد بو و شلوغ درياي خزر هم دارد. باور كنيد ما پنج روز تمام در دو استان گلستان و سمنان گشتيم و باز هم وقت كم آورديم.
۳- اينجا وبلاگي است كه بيانيهاي در اعتراض به موج جديد فيلترينگ قرار داده و ميتوانيد شما هم امضايش كنيد. ميدانم، تاثيري در روند تصميمگيري آقايان ندارد، اما از سكوت بهتر است.
۴- درست است كه ايتاليا شب اسفباري داشت و خيلي بد به هلند باخت. باز هم درست است كه احتمال صعود اين تيم از گروهش با اين بازي بسيار كم است. اما ايتاليا هنوز قهرمان جهان است. حداقل تا دو سال ديگر هم اين قهرماني اعتبار دارد.
۵- اين هلند اگر بد شانسي نياورد، يك پاي فينال است.
امروز بد و بدتر از آن فردامان
زین تیره دل و دیو صفت، مشتي شمر
چون آخرت يزيد شد دنيامان
مهدی اخوان ثالث
مدیران ارزشی و اصولگرا یکی پس از ديگري به اتهام فساد اخلاقي روانه زندان ميشوند.
همهچيز از سردار زارعي شروع شد. بعد نوبت به معاون يك استاندار رسيد و بعد هم خبر بازداشت نماينده مجلس تاييد شد. حالا هم اخبار ديگري به گوش ميرسد.
خبر بازداشت يكي از معاونان وزارت علوم توسط سايت دسترنج منتشر شد و خبر اخراج برادر وزير آموزش و پرورش از دانشگاه پيام نور نیز به وسیله روزآنلاين.
از من نشنيده بگيريد، اما خبرهايي هم درباره معاون صنايعدستي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شنيده ميشود.
واقعا لازم است يك نفر پيدا شود و زيپ شلوار آقايان اصولگرا را ببندد. تا آن موقع هم بهتر است گشتهاي ارشاد از خيابانها جمعآوري و پشت در اتاق مديران، مستقر شوند. در خيابان كه نميشود كاري كرد، اما انگار پشت ميز رياست، چرا!

در ادامه پست قبلی، اين عكس را ببينيد!
خانم شما از ولايت فقيه و حكومت آن چه ميدانيد؟
۱- دیشب به خانه که رسیدم؛ تلویزیون، سخنرانی سید حسن نصرالله ـ دبیرکل حزب الله لبنان ـ را مستقیم پخش میکرد. نصرالله تنها كسي در دنيا است كه سخنرانيهايش هميشه از تلويزيون ايران، مستقيم پخش ميشود. (توجه كنيد حتي سخنان رهبر هم پخش مستقيم ندارد.)
رهبر حزب الله در قسمتي از سخنانش، گفت: "افتخار ميكنم عضو حزب ولايت فقيه هستم." مردمي هم كه پاي سخنان او نشسته بودند، از فرط هيجان، جيغ زدند و سوت كشيدند. آن زمان دوست داشتم از آدمهايي كه چنين واكنشي به عضويت در حزب ولايت فقيه نشان ميدهند؛ بپرسم تصور شما از ولايت فقيه چيست؟ و چطور به اين تصور رسيدهايد؟
۲- چند شب پيش، در محفلي دوستانه، همسن و سالان من از خاطراتي كه با سري كتابهاي "تن تن" دارند، ميگفتند. نام كتابها را به ياد ميآوردند و تعريف ميكردند. جالب است! من هيچگاه كتابهاي "تن تن" را نخواندهام. نه خودم و نه هيچكدام از همسالان دور و برم، از اين كتابها نداشتند. در عوض، اطراف ما پر بود از سياست و كتابهاي سياسي. حتي كتاب داستانهاي كودكانه هم سياسي بودند.
من وقتي ميشنوم "هاميلتون جردن" ـ مشاور كارتر و نويسنده كتاب بحران ـ در گذشته است، خاطرات دوران كودكيام زنده ميشود!
براي همين است كه معتقدم نسل ما از دوران كودكي هيچ نفهميد؛ اما من اصلا كودكي نداشتم!

ميخواستم مطلب ديگري بنويسم، اما انتشار مجلهاي كه عكسش را اينجا ميبينيد، باعث شد قصدم عوض شود.
اين مجله را گروهي از دانشجويان دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه منتشر ميكنند. حاصل زحمتشان گرچه اجازه عرضه روي دكه ندارد، اما واقعا و بدون اغراق، بالاتر از سطح يك نشريه دانشجويي است. اين شايد بهخاطر روزنامهنگار بودن چند تن از دستاندكارانش، از جمله اين و اين دو دوست محترم باشد.
همه اين حرفها را كسي ميزند كه هم نشريه دانشجويي درآورده و هم روزنامهنگار است.
خلاصه اينكه اگر طالب موضوعاتي از جنس آنچه در اين مجله آمده، هستيد؛ حتما تهيهاش كنيد.
۱- مجلس هفتم امروز تمام شد و مجلس هشتم سه شنبه آغاز ميشود. اگر حافظ بود، شايد ميگفت:
صد حيف كه اين آمد و صد شكر كه آن رفت
۲- حواستان به دعواي مظاهري و احمدينژاد هست؟ به نظرم اصلا زرگري نيست. به توجه به رابطه مظاهري و رهبر، به نظرتان رهبر هم در جريان اين مشاجره علني هست؟
۳- سخنگوي شوراي نگهبان گفته: "اعضاي شوراي نگهبان هيچوقت بازنشسته نميشوند". برداشت من اين است كه آقايان، عزرائيل را هم رد صلاحيت كردهاند تا پايش به مراكز قدرت باز نشود!
۴- آقاي الهام فرمودهاند: "در دوران هاشمي تنها يك رسانه منتقد وجود داشت." انصافا اين را راست گفته. حيف كه ما آدمها، خيلي فراموشكاريم.
۵- حداد عادل در پايان كار مجلس گفت: "مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر/ ما همچنان در اول صف تو ماندهايم". آقاي حداد! شما سي سال است در اول صف هستيد. ما هم هميشه آخر صف.
۶- اينها را نگفتم كسي بخندد! نظرم بود.
۷- نوشتم مياد. خيلي!!
۱- خدا هیچ بندهای را گرفتار این بانکهاي دولتي نكند!
۲- تف به قبر پدر اين اينترنت كه ماهي ۳۰ هزار تومان پولش را ميدهيم و باز هم فرقي با قبل نميكند!
۳- آقايان و خانمهايي كه در خبرگذاريها و روزنامهها كار ميكنيد! هك كردن يك سايت اصلا كار خوبي نيست. كاملا هم غيرقانوني است. پس اين همه با هيجان و افتخار تيتر نزنيد كه فلان سايت خارجي به حمايت از ايران يا خليجفارس يا هر چيز ديگري توسط يك ايراني هك شد!
۴- اين browser اپل چند روزي است كه بسيار ما را هيجانزده كرده. گذاشتم امتحانش را پس بدهد، بعدا معرفي كنم. دانلودش هم رايگان است.
۵- هوا مثل سگ گرم شده!
۶- اين هم صفحه flickr بنده است. اگر خواستيد سري بزنيد. هرچند مثل بقيه سايتها فيلتر است!
۱- خدا را شکر که بالاخره گروههای لبنانی به توافق رسیدند و تحصن طرفداران حزب الله در میدان صلح بیروت تمام شد. راستی کسی پرسید در این ۵۳۸ روز تحصن، خرج زندگی مردم از کجا تامین میشد؟ یعنی حزب الله اینقدر منابع مالی دارد که از پس خرج و مخارج همه این آدمها برمیآید؟ یا پولی از جایی دریافت میکند؟
البته اگر از نظر این استاد گرامی، اینگونه سئوالها اوریانا فالاچی بازی نباشد!
۲- به سلامتی و میمنت دوران بدترین مجلس شورای اسلامی تمام شد. البته نه اینکه بعدی خیلی بهتر باشد، اما گمان نمیکنم به بدی دور هفتم باشد!
جالب اینکه حضرات فراکسیون اقلیت تازه در آخرین جلسه به فکر انتقاد افتادند!
۳- امروز دوم خرداد است. درباره این روز زیاد نوشتهاند و نظرهای متفاوتی دادهاند. بهخصوص پس از آنکه نتیجه تلاش مردم، بعد از هشت سال هیچ و پوچ بود! اما فارغ از نتیجهای که حاصل شد، به نظر من دوم و سوم خرداد نشان دهنده این بودند که مردم اگر بخواهند، میتوانند کارهایی بکنند، پشیبینی ناپذیر.
۴- همه چیز به هم ریخته! در این صفحه نمیتوان نظری درج کرد. (باور کنید مشکل از بلاگفا است). در خانه هم به دلیل نامعلومی، نمیتوانم درایوهای کامپیوتر را باز کنم! دوستی گفت مشکل از ویندوز است. ویندوز عوض کردم باز هم درست نشد ):
کسی هست که بتواند راهنمایی کند؟
کمیسیون اصل نود مجلس در گزارشی، فرهاد نظري ـ فرمانده پليس تهران در زمان حادثه كوي دانشگاه ـ را از همه اتهامات تبرئه كرده است. او پيشتر از سوي دادگاه نيز تبرئه شده بود.
با وجود اين احكام، چرا افكار عمومي، فرهاد نظري را همچنان مقصر آن حادثه ميداند؟
آيا افكار عمومي اشتباه ميكند؟ يا هنوز تحت تاثير رسانههاي اصلاحطلب قرار دارد؟ آيا واقعا حق با افكار عمومي است و همه احكام اشتباه هستند؟ چه ميشود كه وجدان عمومي جامعه برداشتش از موضوعي، كاملا متفاوت با قانون است؟
سئوالهايي از اين دست خود ميتواند موضوع يك تحقيق اساسي باشد.


