احتمالا اخبار مربوط به حوادث یکی دو روز گذشته لبنان را دیده و یا شنیدهاید. اگر هم نه پس حتما برایتان مهم نبوده است. نمیخواهم آن اخبار را تکرار کنم. فقط وقتی شنیدم فعالیت همه رسانههاي وابسته به جناح ۱۴ مارس متوقف شده، بدجوری حالم گرفته شد. چرا تا هر اتفاقی میافتد، اولین جایی که باید تعطیل شود، رسانه است؟ حتی كه در لبنان که آزادترین رسانهها خاورمیانه را دارد؟
در اين ميان، خبر تصرف دفتر مجله "الشراع" توسط نيروهاي حزب الله، بيش از بقيه توجهام را جلب كرد. نميدانم چرا تا نام اين مجله را ميشنوم، گوشهايم تيز ميشود. با نام مجله الشراع لبنان بود كه حيات سياسي من آغاز شد. و چه شروع ترسناكي! عجب سالي بود، سال ۶۵!
***
پينوشت: اگر ميخواهيد فهرستوار بدانيد در ماههاي اخير در لبنان چه گذشته، اينجا را ببينيد.
من تقريبا اطمينان دارم جرج بوش در ماههاي باقيمانده رياستجمهورياش به ايران حمله نميكند؛ اما مجموعه اتفاقات روزهاي اخير به شدت نگرانم كرده است.
ابتدا اعلام شد، لبنان تابستان داغي را در پيش خواهد داشت، سپس يك ناو آمريكايي جديد به خليج فارس آمد كه گفتند ميتواند بهعنوان هشداري به ايران تلقي شود. سپس چندين ناو آمريكايي، بريتانيايي و فرانسوي به سواحل لبنان رسيدند و كابينه لبنان نيز در نشستي كه تا پنج صبح طول كشيد، تصميم گرفت فرمانده امنيتي فرودگاه لبنان كه يك شيعه است را بركنار كند. همچنين شبكه مخابراتي حزب الله را برچيند و با افزايش دستمزد كارگران به ميزاني كه خواستهاند، مخالفت كرد. اتفاقات امروز را هم احتمالا شنيدهايد كه درگيري مسلحانه در بيروت بود و هشدار به دولت كه اگر كاري به شبكه مخابراتي حزب الله داشته باشد، با آن مانند مزدوران اسرائيلي برخورد ميشود. حتما ميدانيد آخرين مزدور اسرائيلي، آنتوان لحد بود.
حالا هم فرودگاه بينالمللي بيروت بسته است و احتمالا حزب الله و طرفدارانش در آن تحصن خواهند كرد. فردا هم سيدحسن نصرالله قرار است سخنراني كند. در اين سخنراني حتما نتيجه مذاكرات محرمانهاي كه بين بري، قبلان، فضلالله و نصرالله صورت گرفت، مشخص خواهد شد.
در همين حال، وليد جنبلاط، تعارف را كنار گذاشته و خواهان اخراج سفير ايران از لبنان و لغو پروازهاي تهران ـ بيروت شده است.
در همين اثنا هم مذاكرات ايران و آمريكا درباره عراق متوقف شده است.
به همه اينها اضافه كنيد ركود شديد اقتصاد آمريكا (و تاثير آن بر اقتصاد كل دنيا) و افزايش به رويه قيمت نفت و طلا را.
همه اينها يعني اتفاقاتي در حال وقوع است كه ميتواند نتيجهاش براي ايران خوب نباشد و اين باعث ميشود، نتوانم نگران نباشم.
عماد مغنيه كشته شد. اين خبر را نبايد سر سري گرفت و از آن به راحتي گذشت. بايد منتظر اتفاقات بزرگي بود. تلافي حزبالله و شايد ايران در راه است. در سالروز ترور رفيق حريري، مغز متفكر حزبالله لبنان ترور شده است. آن هم در حال خروج از مدرسه ايرانيان در دمشق.
عماد مغنيه كيست؟
طبيعي است براي شخصيتي هميشه در سايه، نتوان تاريخچه كامل و دقيقي نوشت. اما قطعا او در ۷ دسامبر ۱۹۶۲ در روستاي طبرديا در جنوب لبنان متولد شد و ۱۲ فوريه ۲۰۰۸ در دمشق جان باخت. مغنیه در لیست افراد تحت پیگرد آمریکا، پس از اسامه بنلادن در رده دوم قرار داشت. جایزهای که آمریکا برای دستگیری یا کسب اطلاعاتی از او تعیین کرد 5 میلیون دلار بود که پس از حوادث 11 سپتامبر این مبلغ به 25 میلیون دلار افزایش یافت. اينها تنها اطلاعات قطعي درباره عماد مغنيه هستند.
اما به صورت غير رسمي، گفته ميشود «حاج رضوان» لقبش بوده و تا سال ۱۹۸۲ در فلسطين كار محافظت از ياسر عرفات را برعهده داشته است. با شكلگيري حزبالله لبنان مغنيه به كشورش باز ميگردد و در تاسيس شاخه امنيتي اين گروه نقشي اساسي برعهده ميگيرد.
عماد مغنيه در جنگ ايران و عراق حضور داشته و سه بار چهره خود را با عمل جراحي تغيير داده بود. آخرين پست او مسئول روابط خارجي حزبالله لبنان بود.
اتهامات او عبارت بودند از دست داشتن در حمله مسلحانه به مرکز نیروهای مارینز در بیروت در سال 1982، حمله به سفارت عراق در بیروت در سال 1985 (بلقيس الراوي همسر نزار قباني در اين انفجار كشته شد.)، رهبری عملیات ربایش هواپیمای آمریکایی TWA و کشته شدن یک دیپلمات آمریکایی در آن هواپیما و دست داشتن در انفجار مرکز یهودیان بوینسآیرس در سال 1994 (پرونده اين انفجار هنوز مفتوح است.)، دخالت در انفجار پايگاه نظاميان آمريكايي در الخبر عربستان در ۱۹۹۶.
عماد مغنيه، مغز متفكر حزبالله لبنان شناخته ميشد. او سهشنبه شب در مراسمي در مدرسه ايرانيهاي دمشق در محله كفر سوسه شركت كرد و ساعت يازده شب، هنگامي كه ميخواست سوار خودروي شخصي خود شود، به قتل رسيد. تاكنون كسي مسئوليت اين ترور را برعهده نگرفته است. مرگ او با چندين ساعت تاخير اعلام شد و مراسم تشييع جنازهاش فردا از حسينيه سيدالشهداي بيروت برگزار ميشود.
بايد منتظر ماند و واكنش ايران و حزبالله را در اينباره تماشا كرد.
مرتبط: صفحه عماد مغنيه در ويكيپدياي عربي+
زندگينامه مغنيه در خبرگزاري فارس+
اوضاع لبنان آنقدر وخيم است كه كار به تعطيلي مدارس كشيده شده و همه منتظر يك "حادثه بزرگ" هستند. ميگويم "حادثه بزرگ" و منظورم لزوما جنگ نيست. حتي اگر گروههاي درگير و متخاصم به يك توافق دست يابند نيز ميتوان گفت حادثهاي بزرگ به وقوع پيوسته است.
هيچكس از خواستههاي حداكثري خود دست بر نميدارد و پشتيبانان هر دو طرف نيز به دنبال پيروزي بر حريف هستند. بسياري از كارشناسان معتقدند، لبنان آزمايشگاه خاورميانه است. اگر اين نظر را بپذيريم، بايد منتظر ماند و ديد سرانجام ايران پيروز ميشود يا آمريكا. و در آن صورت ميتوان آينده را بهتر پيشبيني كرد. شايد براي همين است كه هيچكدام از طرفين اصلي درگيري (ايران و آمريكا) حاضر به كوتاه آمدن نيستند.
چند روز پيش از لبنان خبر رسيد كه سعد حريري به سفارت ايران در بيروت تلفن زده و از آنها خواسته است جلوي اظهارات ضد توافقي حسن نصرالله را بگيرند. چند روز بعد هم تابناك، فاتحانه خبر داد كه هاشمي و خاتمي از گفت و گوي تلفني با حريري سرباز زدهاند.(متن خبر)
اين يعني هيچكس در ايران نميخواهد صلح در لبنان برقرار شود و يا هاشمي و خاتمي نميتوانند جلوي حسن نصرالله را بگيرند. روزنامه النهار چاپ بيروت هم امروز خبر داده كه شب گذشته وزارت خارجه ايران با ورود معاون وزير خارجه فرانسه به ايران براي گفتوگو درباره لبنان مخالفت كرده است.
اگر گروههاي درگير و يا بهتر بگوييم ايران و آمريكا تا روز جمعه نتوانند به نتيجه مشخصي برسند بايد منتظر اتفاقات ناخوشايندي در لبنان بود. البته نتايج نشست 5+1 در خصوص برنامه هستهاي ايران نيز بيتاثير بر اين آينده نگران كننده نيست.
در سالهاي بين ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳، دو ابر قدرت جهان در آن زمان و همچنین كشورهاي منطقهاي نظير عربستان، متفقالقول به انور سادات، رئيس جمهور سابق مصر، تاكيد ميكردند كه براي جلب توجه جهانيان به موضوع فلسطين، اسرائيل و اعراب، جنگ محدودي راه بياندازد. به اصطلاح قضيه را گرم كند تا راه براي صلح هموار شود. جنگ چهارم اعراب و اسرائيل در اكتبر ۱۹۷۳، بدينگونه آغاز شد.
گمان من بر اين بود كه جنگ ۳۳ روزه در تابستان گذشته، ميتواند به اندازه كافي موضوع اسرائيل و همسايگانش را در مركز توجه قرار دهد. تا حدودي اين اتفاق رخداد و به جريان افتادن دوباره طرح عربستان براي صلح با اسرائيل، متاثر از اين جنگ بود؛ اما تنور هنوز به اندازه كافي گرم نشده است. هنوز عراق، اولويت اصلي آمريكا است و بهسادگي نميتوان توجه ايالات متحده را از اين كشور، به نقطهاي ديگر جلب كرد. پس، از اين نظر، احتمال وقوع يك جنگ ديگر ميان اسرائيل و يكي از همسايگانش وجود دارد. همسايگان اسرائيل عبارتند از، اردن، مصر، سوريه و لبنان. دو كشور اول كه بهترين روابط ممكن با اسرائيل را دارند. پس جنگ بايد با لبنان يا سوريه باشد. چون اسرائيل با دولت لبنان مشكلي ندارد، پس سوريه اصليترين گزينه براي جنگ است.
اما در اين ميان احتمال ديگري هم وجود دارد كه آن پذيرش صلح با اسرائيل از سوي سوريه در ازاء پس گرفتن بلنديهاي جولان است. البته اگر پيامهاي اولمرت، آنقدر جدي باشد كه بتواند بشار اسد را به جدايي از ايران و نزديكي به ديگر كشورهاي عرب، ترغيب كند.
نكته مهم در اين بحث، نوع آرايش سياسي در اسرائيل است. بايد ديد حزب كارگر تحت رهبري باراك، چه رابطهاي با دولت خواهد داشت و همچنين دولت اولمرت تا چه زماني ميتواند در برار فشارهاي مخالفان مقاومت كند.
مثل اينكه بحث درباره لبنان به موضعي دو نفره بين من و علي تبديل شده! اما ادامهاش ميدهم تا حداقل چيزي عايد خودم بشود!
علي معتقد است كه «به دلیل قدرت نظامی بیش از حد هواداران سوریه و این موضوع که لبنان تنها با سوریه مرز مشترک دارد (طبیعتا اسرائیل مستثنی است) در صورت بروز جنگ یا تنش داخلی، رقبای سوریه به سادگی حذف خواهند شد» همچنين ميگويد: «فکر میکنی جریان المستقبل و حریری در چنین جنگی چند روز دوام خواهند آورد؟ شاید یک هفته ... نه بیشتر.»
اما من معتقدم كه اينبار مانند دفعه قبل - جنگ داخلي قبلي - نيست. يك دولت قانوني در لبنان مستقر است كه بهشدت از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا حمايت ميشود. بدين ترتيب احتمال ورود آمريكا به جنگ به بهانه حمايت از دولت و يا حتي ناتو هم وجود دارد. در چنين شرايطي نميتوان مطمئن بود كه حزبالله يك هفتهاي جنگ را پيروزمندانه تمام ميكند.
دفعه قبل هدف از جنگ داخلي، بيرون راندن ساف از لبنان - در حقيقت همسايگي اسرائيل - و فرستادن آنها به كشوري دورتر بود. هدفي كه به سرعت محقق شد، اما شكلگيري مقاومت شيعي، باعث ادامه جنگ شد. اينبار هدف، از ميان برداشتن حزبالله است. طرفداران دولت در اين روزها مدام ميگويند چطور است كه فتحالاسلام كه سلاح سبك دارد در تيررس ارتش است و آنهايي كه موشك دارند – منظور حزبالله است – آزادانه فعالت ميكنند؟
انتظار ندارم تاريخ دوباره تكرار شود؛ اما به ترتيب حوادث نگاه كنيد.
ترور ناموفق پير جميل كه عاملانش پيدا نميشوند و سپس بمبگذاري در راه اتوبوس حامل فلسطينيان در محله مسيحينشين عينالرمانه توسط فالانژهاي عضو كتائب. اينها جرقههاي اصلي جنگ اول هستند.
حالا؛ ترور موفق پير امين جميل كه عاملانش نامشخص ماندهاند و سپس درگيري با فلسطينيان در شمال لبنان. اين اتفاقات جرقه هستند يا آتش؟
با احتمال جنگ اسرائيل و سوريه، هم موافقم و هم مخالف! درگيريها در فلسطين هم، بهنظرم با قضيه صلح اعراب و اسرائيل مرتبط است. كه اين دو موضع، محور يادداشتهاي بعدي خواهند بود.
در بقيه موارد نظر من هم مانند همانچيزي است كه در كامنت پس قبلي نوشته شده.
دوست بسيار عزيزم، علي مهتدي، كه در لبنان زندگي ميكند و اوضاع اين كشور را از نزديك زير نظر دارد، در كامنت پست قبلي، به نكات خوبي اشاره كرده است. خلاصهاش اين ميشود كه سوريه براي جلوگيري از تشكيل دادگاه بينالمللي، هركاري ميكند و درگيريهاي اخير هم، زيرسر اين كشور است. البته اين هم يك نظر است. نظري كه اتفاقا از دورن ماجرا و از نزديك بحران بيان ميشود وبه همين جهت اهميت فراواني دارد. اجازه ميخواهم با اين نظر مخالفت كنم. در ابتدا لازم ميدانم توضيح بدهم كه بههيچ عنوان طرفدار هيچكدام از طرفهاي درگير در لبنان نبوده و نيستم و در ضمن نسبت به اين موضوع كه سوريه در ناآراميهاي لبنان در طول ساليان گذشته، دست داشته، ترديد ندارم. اما درباره موضوع اخير، تحليلم اندكي متفاوتتر است.
آنچه ميگويم، بخشي از يك تحليل كلي است كه مجال توضيح دادنش اينجا نيست.
به اعتقاد من، بنا به دلايل مختلفي، عربستان و ديگر كشورهاي عرب منطقه، خواهان صلح با اسرائيل هستند. در همين حال، حماس، حزبالله، سوريه و ايران اصليتري موانع صلح هستند. در اولين مرحله بايد كساني كه در خط مقدم هستند، از گردونه خارج شوند. حماس و حزبالله لبنان، بهسوي نابودي ميروند. هركدام به طريقي كه بعدا توضيح خواهم داد. اما در اين ميان بايد ديد كشوري مانند سوريه از ناآراميها تا چه اندازه سود ميبرد و اين سود هزينههايش بيشتر است؛ يا خير.
سوريه از ترور پير امين جميل چه سودي ميبرد؟ جز آنكه با از ميدان به در شدن يك نيروي بي صدا و معتدل، خانواده جميل دوباره وارد قدرت شود و موضع ميشل عون ضعيفتر از پيش شود؟ و در همين حال حزبالله هم كه روز به روز درحال گسترش اقداماتش است، در موضع انفعالي قرار گيرد؟
در حالي كه مشاور حقوقي بان كي مون، اعلام ميكند دادگاه ترور رفيق حريري، تا يك سال آينده تشكيل نخواهد شد؛ درگير شدن لبنان در جنگ داخلي به نفع سوريه است يا اسرائيل؟
همچنان معتقدم كه در درگيريهاي اخير لبنان و فلسطين، بيش از هرچيز بايد طرح آمريكا و پول عربستان را ديد.
مثلث عربستان، اسرائيل و آمريكا چه راهي را در پيش دارند؟ و اين راه به كجا ختم ميشود؟ اين موضوع را در يادداشت بعدي توضيح خواهم داد.
1- اولين روز ارديبهشت ماه، مسئولان امنيتي اردن، نوار ويديويي مصاحبه حسن بن طلال، وليعهد سابق اين كشور و عموي عبدالله دوم شاه كنوني، با شبكه خبري الجزيره را توقيف كردند.
در روزهاي بعد، مسئولان اردني تلاش بسياري كردند تا اين اتفاق را امري ساده جلوه دهند، اما غسان بن جدو، رئيس دفتر الجزيره در بيروت، كه خود مصاحبه را انجام داده بود، دليل توقيف نوار را، گفتههاي وليعهد سابق اردن دانست. حسن بن طلال در اين مصاحبه گفته بود "مشاور امنيت ملي عربستان، وظيفه حمايت مالي افراد مسلح سني براي مبارزه با جنبش حزب الله لبنان را برعهده دارد."
منظور او، "بندر بن سلطان" سفير سابق عربستان سعودي در واشنگتن و مشاور كنوني امنيت ملي اين كشور بود.
2- روزنامه نيويورک تايمز در شماره 17 بهمن (6 فوريه) خود در گزارشي كه به رقابت منطقهاي ايران و عربستان اختصاص داشت؛ نوشت: «تغيير موضع سعودی از تابستان گذشته و ناکامی اسرائيل در نابودی حزب الله در لبنان آغاز شد که مقامات کشورهای منطقه را تکان داد. بهگونهاي كه پادشاه سعودی در مصاحبه با السياسه به رهبران ايران توصيه کرد "از محدوديتهای خود آگاه باشند."»
3- هفته اول آذر ماه سال گذشته، نواف عبيد، مشاور دولت سعودی، در مقالهاي كه در روزنامه واشنگتن پست چاپ شد، به ايران هشدار داد درصورت حمايت از شيعيان، عربستان نيز از گروهاي سني حمايت خواهد كرد.
4- و سرانجام، صبح روز يكشنبه 30 ارديبهشت ماه، نتيجه بهصورت واضح معلوم شد. درگيري ميان ارتش لبنان و چريكهايي كه در اردوگاه فلسطيني نهرالبارد در شمال شهر طرابلس ]شمال لبنان[ آغاز شد. اين گروه كه خود را فتحالاسلام مينامند، ادعا دارند كه از فلسطينيان حاظر در اردوگاه تشكيل شدهاند؛ اما در روزهاي بعد، سازمان امنيتي لبنان اعلام كرد اكثر عناصر كشته شده فتح الاسلام، لبنانيالاصل بودند؛ اما تابعيتهاي عربستاني و سوري نيز در ميان آنها مشاهده شده است.
همچنين يك مقام مسوول لبناني اعلام كرد در ميان كشتههاي فتح الاسلام جسد حاج الديب، متهم اصلي در سازماندهي عمليات انفجار قطارهاي آلمان در ژوئيه سال گذشته وجود داشت.
اين مقام مسوول لبناني تاكيد كرد در ميان دستگير شدگان فتح الاسلام، افرادي با تابعيت تونسي، الجزائري و عربستاني يافته ميشوند.
بدين ترتيب، جنگي با هدايت عربستان،اسرائيل و آمريكا در لبنان آغاز شده است. جنگي هدف اصلي آن، حزبالله است.
------------------
پانوشت:
درباره اهداف درگيريهاي اخير، بهزودي مطلب ديگري خواهم نوشت.
چند روزی است که مسئله تخریب مسجد القصی به همه اخبار مربوط به فلسطین اضافه شده است. خبری که متاسفانه در رسانههای ایران انعکاس مناسب و درستی نداشته است. آيا اسرائيل واقعا مشغول خراب كردن بناي مسجدالقصي است؟ و اگر پاسخ به اين سئوال مثبت است، پس چرا ايران امروز به فكر محكوم كردن اين اتفاق افتاده است؟
يكبار در مطلبي كه درباره سندروم اورشليم نوشته بودم، برخي از مكانهاي باستاني و مقدس شهر اورشليم(بيتالمقدس) را شرح دادم. بهتر ديدم براي آگاهي از اتفاقي كه در حال رخ دادن است، تنها به دو عكس و شرح دوباره اين اماكن اكتفا كنم.
عكس۱: در اين عكس نمايي از حرمالشريف را ميبينيد. البته از خارج. پلي كه در عكس ديده ميشود، به پل چوبي معروف است كه حرم را به محله قديمي شهر كه عرب نشين است، متصل ميكند. در سمت چپ پل ديوار ندبه ديده ميشود و گنبد طلايي مسجد صخره يا قبهالصخره نيز در عكس نمايان است. اين عكس مربوط به پيش از عمليات تخريب است.

عكس۲: اين عكس مربوط به روزهاي اول عمليات ساختماني است كه شروع شده. هماكنون پلي كه در سمت چپ عكس ميبينيد، وجود ندارد. اسرائيل اعلام كرده هدف از انجام عمليات اخير، تخريب پل چوبي و ساخت پلي جديد است. اما پل جديد حرمالشريف را به شهركهاي يهودي نشين متصل ميكند. فلسطينيها ميگويند بولدوزرهاي اسرائيلي به منطقه براق رسيدهاند و قصد تخريب ساختمانهاي آنجا را دارند. 
و اما توضيح مكانها
حرمالشريف: منطقهاي در اورشليم و بر بالاي كوه موريا كه با مساحت 35 هزار مترمربع، مسجدالاقصي، مسجد صخره، مسجد عمر و ساير مكانهاي مذهبي را در خود جاي داده است.
قبهالصخره: مسجدي كه گرداگرد صخره مقدس قرار دارد. اين مسجد در سالهاي 69 تا 72 ه.ق به وسيله عبدالملك بن مروان -خليفه اموي- ساخته شد. اين بنا معروفترين ساختمان در فلسطين است كه «قدس» نيز ناميده ميشود. گاهي اين بنا را به اشتباه مسجد القصي نيز مينامند.
صخره مقدس: جايي كه اولين و دومين معبد يهوديان بر روي آن بنا شد. اين معابد در طول زمان و بر اثر جنگها ويران شدند. در برخي روايتهاي تاريخي آمده، صخره همان جايي است كه حضرت ابراهيم فرزند خود را براي قرباني به آنجا برد و حضرت محمد نيز در شب معراج از بالاي اين صخره به معراج رفت.
مسجدالاقصي: مسجدي كه در محوطه حرمالشريف به طرف جنوب در فاصله 500 متري مسجد صخره قرار دارد. ساخت آن در 705 ميلادي به پايان رسيد. اين مسجد پيش از فتح اورشليم به دست صلاحالدين ايوبي، كليسا بود.
ديوار ندبه: هيروديوس اول تپه معبد را از سه سو با ديوارهاي عظيم سنگي به ارتفاع 15 متر محاصره كرد. از آن ديوارها، اكنون تنها ديوار غربي مانده است كه يهوديان در كنار آن بر ويراني معبدشان شيون ميكنند. به همين جهت نام آن «ديوار ندبه» شده است.
منطقه براق: مسلمانان معتقدند پيامبر در شب معراج براق را در كنار ديوار غربي بست. براي همين به اين ديوار جدارالبراق و به پيرامون آن منطقه براق ميگويند. در آن محل مسجدي براي اداي نافله بنا شده است.
هرچه تلاش ميكنم كه چيزي درباره لبنان ننويسم، نميشود. عملكرد حزبالله و گروههاي طرفدارش، شباهت عجيبي به تماميتخواهان ايراني دارد. انگار از روي دست هم كپي ميكنند. حزبالله ميگويد انتخابات زودهنگام بايد برگزار شود، چون 1.5 ميليون نفر مخالف دولت هستند. اما معلوم نيست كه تكليف آن 2.5 ميليون نفر ديگر چه ميشود. بهانهاي هم كه براي سرنگوني دولت ميآورند، اقدامات ضد ملي دولت سينيوره است، ولي تاكنون هيچ مورد مشخصي از اين اقدامات ذكر نشده و بيشتر بهنظر ميرسد اصرار 14 مارسيها در برگزاري دادگاه بينالمللي براي قاتلان رفيق حريري -كه احتمالا سوريه و بشار اسد در آن محكوم ميشوند- علت اصلي دشمني حزبالله با آنها است.8 مارسيها راضي به انجام گفتوگو هم نميشوند و تنها به ادامه تحصن اصرار دارند. تحصني كه به نظر نميرسد نتيجهاي هم داشته باشد.
روزنامه الديار هم كه بهتر است بگوييم ايراني است تا لبناني، از طرح جديد عمرو موسي، دبيركل اتحاديه عرب براي حل بحران لبنان خبر داد كه قرار است در جريان سفر قريبالوقوع وي به بيروت مطرح شود.
ساختار جديد تشكيل دولت متحد ملي و ابقاي اميل لحود، رئيسجمهور لبنان تا پايان دوره رياست جمهورياش از جمله مفاد اين طرح است. اين طرح هم چنين موضوع دادگاه بينالمللي براي محاكمه عاملان ترور رفيق حريري، نخست وزير اسبق لبنان را در بر ميگيرد. البته معلوم نيست تا چه حد ميتوان به صدق گفتههاي الديار اعتماد كرد.
در همین حال روزنامه البيان - چاپ امارات- روز گذشته اعلام كرد 45 نماينده فرانسوي طي درخواستي از فرانسه خواستند تا در نشست آينده پارلمان اروپا پيشنهاد درج نام حزبالله در فهرست سازمانهاي تروريستي را مطرح كند. اين درخواست به صورت مكتوب به رييس جمهور فرانسه ارايه شد. اين نمايندگان دليل اختلاف نظر در اتحاديه اروپا درباره درج حزبالله لبنان در فهرست سازمانهاي تروريستي را تاكنون مخالفت فرانسه با اين اقدام دانستند.
در صورتي كه نام حزبالله در فهرست گروههاي تروريستي قرار گيرد، اگر اين حزب اكثريت دولت آينده را در اختيار گيرد، سرنوشتي بهتر از حماس نخواهد داشت.
بيچاره ايرانيها كه علاوه بر دولت فلسطين، بايد خرج دولت لبنان را هم بدهند!
هم زمان با اوجگيري بحران لبنان و احتمال درگير شدن پيروان اقوام و مذاهب مختلف در اين كشور، اشاره به نقش ايران و سوريه در اين قضيه پررنگتر و جديتر ميشود. اگر تا چند ماه پيش تنها به صورت ضمني به نقش ايران در ناامنيهاي لبنان اشاره ميشد، امروز ديگر كسي ابايي از اشاره مستقيم به ايران ندارد. اين درحالي است كه رسانههاي ايراني به اجبار يا اختيار تقريبا هيچكدام از اين مسائل را منعكس نميكنند.
روز گذشته حسني مبارك رئيس جمهوري مصر در سخنانش كاملا به نقش ايران در بحران لبنان پرداخت، اما ايسنا خبر را اينگونه نقل كرد :«وي در خصوص ادعاهاي منتشر شده مبني بر "دخالت ايران و سوريه در بحران لبنان" گفت: من نيز چنين اظهاراتي را شنيدهام اما نميخواهم ايران و سوريه را متهم كنم بلكه معتقدم حمايت ايران از حزبالله چه بسا به حمايت كشورهاي ديگر از دولت سنيوره منجر شود و ادامه اين روند نيز پيامدها و خطراتي را به دنبال خواهد داشت!» با همين علامت تعجب بيربط در انتهاي پاراگراف!!! البته سايت المحيط نوشت: «مبارك ضمن انتقاد از تظاهراتهاي لبنان نسبت به احتمال دخالت ايران در لبنان هشدار داد!» و سرانجام، دیگر پايگاههاي اينترنتي عربي از قول مبارك نوشتند: «چنانچه ایران و سوریه قصد تغییر دولت در لبنان را دارند، نیروهايی از خارج لبنان این امکان را دارند تا به کمک سنیوره بشتابند.» حالا کدام یک راست میگويند؟
باز هم از لبنان خبر ميرسد كه فرانك والتر اشتاين ماير، وزير خارجه آلمان به هنگام ورود به بيروت گفته است: «حضور من به منزله حمايت از استقلال لبنان در اداره امورشان بدون مداخله خارجي است.»
تام کيسي سخنگوي وزارت امورخارجه آمريکا نیز با ابراز نگراني از اوضاع لبنان گفته است: «واشنگتن از اقدامات مستمر حزب الله و همپيمانانش با حمايت از سوريه و ايران براي بي ثبات کردن لبنان بسيار نگران است.»
ولید جنبلاط رئیس حزب سوسیالیست ترقی خواه لبنان و از نیروهای اصلی ائتلاف 14 مارس هم چند روز پیش و در مصاحبهاي ضمن به مسخره گرفتن حمل سلاح در خطبههای نماز جمعه در ایران گفت: من نمیدانم چگونه ممکن است فردی یک رهبر باشد، سخن بگوید و همزمان سلاح حمل کند؟
او همچنین ایران را در پس طرحی برای سرنگونی دولت لبنان معرفی کرد و با لحنی استهزا آمیز گفت: چرا انقلاب ایران خواستار جلوگیری از عدالت و توقف روند دادگاه بینالمللی رفیق حریری است؟
مسائلي از اين دست فراوانند كه براي جلوگيري از طولاني شدن اين پست، ذكر نميكنم. نتيجهگيري هم باشد براي بعد.
قول داده بودم مطلبي درباره سندروم اورشليم بنويسم.این مطلب در روز هفت همشهري چاپ شد و حالا اينجا ميگذارمش. اگر حوصله داشتيد، بخوانيد. بد نشد. اگر ميتوانيد روز هفت را ببينيد كه براي خواندن مقاله اينجا را كليك كنيد. ولي اگر، نميتوانيد سايت را ببينيد، در ادامه، مطلب را بخوانيد.
ادامه
می خواستم درباره صهیونیسم و انواع آن، چند يادداشت بنويسم كه نميدانم چرا مقداري مردد هستم. (شايد بخاطر استقبال بينظير!!!! دوستان باشد.) در هر صورت دو مطلب جالب در همين رابطه ديدم كه حيفم آمد اينجا نياورمشان يا اينكه در قسمت لينكهاي روزانه بگذارم.
اولي مقالهاي است از "آندره گلوكسمن" با عنوان «سندرم اورشليم». سندروم اورشلیم بيماري است كه تا بحال نام آن را نشنيده بودم. البته اکنون اطلاعاتی در اینباره دريافت كردهام؛ ولي اين مقاله با بيماري مذكور رابطهاي ندارد! به زودي نوشتهاي در توضيح اين بيماري همينجا ميگذارم. همراه با مطالبي در باره صهيونيسم.
دومي هم يادداشت عباس عبدي است درباره «آینده حزبالله لبنان». آقاي گروگانگير سابق اينروزها آنقدر ليبرال شده كه فكر كنم خودش هم در تعجب و گيجي بهسر ميبرد!
این دو لینک باشد، تا زمانی که توانستم خودم را راضي كنم براي نوشت درباره صهيونيسم.
سرانجام آتشبس برقرار شد. از صبح امروز كشتار تعطيل شد. البته كه نميتوان خوشباورانه گفت "جنگ تمام شده است". همانگونه كه حسني مبارك گفته « مساله فلسطين، مشكل اصلي درگيريها در خاورميانه است.» پس هنوز جنگ تمام نشده است. اين جنگي است كه هيچوقت تمام نميشود. اما فعلا دو طرف بههم شليك نميكنند. اكنون ديگر تمامي اخبار مربوط به جنگ و آنچه در اين 34 روز رخداد، مربوط به گذشته است. آنچه اهميت دارد آينده است كه از هماكنون ميتوان حدس زد آبستن حوادث زيادي خواهد بود. اين اتفاقات را ميتوان به سه بخش اسرائيل، لبنان و ساير كشورها تقسيم كرد. براي جلوگيري از طولاني شدن مطلب، هر روز به يكي از اين سه قسمت ميپردازم.
اسرائيل
1- روزنامه آبزرور چاپ لندن روز گذشته نوشت: «آينده ايهود المرت به تواناييش در ترويج تفكر پيروزي دولتش در جنگ عليه لبنان در ميان مردم اسراييل بستگي دارد. كارشناسان اسراييلي تاكيد كردهاند كه مردم اسراييل انتظار پايان سريع جنگ و نابودي حزبالله لبنان را داشتند؛ در حالي كه بعد از گذشت يك ماه مردم اسراييل در حال حاضر معتقد شدهاند كه اين جنگ نتوانست هدف اسراييل را محقق سازد. المرت در راستاي اين جنگ و با افزايش درخواستها براي استعفايش، با مخالفتهاي شديدي در دولتش روبرو شده است؛ به طوري كه او مانع از حضور وزير خارجهاش در نشست شوراي امنيت سازمان ملل شد. با تمام اين اوصاف المرت براي حفظ جايگاه و آيندهاش نيازمند قدرتي است كه بتواند مردم اسراييل را متقاعد كند كه در جنگ پيروز شده است.»
2- تزيپي ليوني وزير امور خارجه اسرائيل روز گذشته گفت: «هيچ ارتشي در جهان نميتواند با ابزار نظامي در خلع سلاح حزبالله لبنان موفق شود.» ليوني با دفاع از پذيرش قطعنامه سازمان ملل از سوي اسرائيل، كه با انتقاد شديدي در اين كشور روبرو شده، آن را يك دستاورد خواند. او امروز در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «قطعنامه 1701 از نظر اسراييل قطعنامه بسيار مناسبي است و در صورتي كه اجرا شود، قواعد بازي را ميان لبنان و اسراييل تغيير خواهد داد.»
3- امير پرتز وزير جنگ اسراييل گفت: «پس از اين جنگ سوالات جدي مطرح ميشود. اين جنگ مسائل بسياري را هم در خصوص اين درگيري و هم درباره برخي مسايل داخلي مطرح كرد كه نيازمند بازبيني و نتيجه گيري است. اما اين امر اكنون صورت نميگيرد. مساله اصلي اين آتشبس، اين است كه حزبالله لبنان چطور آن را به اجرا در ميآورد.» ارتش اسراييل نيز به دليل ناكامي در سركوب حزب الله لبنان با انتقاد روبرو است.
4- شيمون پرز، معاون نخست وزير اسرائيل گفته است کشورش هم به لحاظ سياسی و هم به لحاظ نظامی از اين منازعه با موضع قویتری بيرون خواهد آمد.
***
اگر اين سخنان را كنار هم بگذاريم آنوقت به تحليل ابتدايي كه از روزنامه آبزرور نقل كردم ميرسيم. هر كشوري پس از جنگ در تمامي بخشهاي خود دچار تغييرات اساسي ميشود. اسارئيل پس از جنگ "يوم كيپور" كه اولين جنگ بدون دستاورد براي آن كشور بود، با تغييراتي مهم وربرو شد كه روي كار آمدن ليكود_ متشكل از احزاب راستگرا_ تنها يكي از آنها بود. حالا بايد ديد اين جنگ موضع ليكود را قويتر ميكند و تندروها را به قدرت ميرساند، يا كارگر قدرتمندتر ميشود. شخصا معتقدم گزينه اول محتملتر است.
سعید شمس كامنت گذاشته كه «... راستی! فکر کردی باید به فکر زن و کودکهای یهودیهام بود...اونام آدمن دیگه....23 مطلب نوشتی اینجا ... اما چند کلمه واسه بی گناهها و غیر نظامیهای اسراییلی نوشتی؟»
اولا؛ خوبي وبلاگ اين است كه بلند فكر ميكني و همه ميتوانند اشكالات كارت را ببينند و بگويند.
ثانيا؛ سعيد، راست ميگويد. هميشه از سعي كردهام تحت تاثير تبليغات يكسويه رسانههاي ايراني قرار نگيرم. اما انگار فراموش كردم از انسانهايي بنويسم كه بر اثر موشكهاي حزبالله تكهتكه ميشوند. البته از اين حقيقيت گفتن، در سرزميني كه دانستن و برزبان آوردن حقيقت بزرگترين جرم است، كار سادهاي نيست، اما وظيفه ما ترسيدن نيست. هفته گذشته روزنامه كيهان بخاطر مطلبي در هفتهنامه همشهري جوان، جنجالي بپا كرد كه آنسرش ناپيدا. چرا؟ چون نوشته بودند اسرائيليها هم آدمند. بله! آدم پنداشتن دشمن از نگاه افراطيها جرم است. فرقي هم ندارد اين افراطيها كجا زندگي ميكنند، چه ديني دارند و دشمنشان كيست. همه افراطيهاي دنيا مانند هم، فكر ميكنند.
ثالثا؛ من افراطي نيستم. اين را مطمئنم. از اين پس به غير نظاميان هر دو طرف توجه خواهم كرد.
اخبار اين چند روز را حتما از راديو و تلويزيون شنيدهايد. متاسفانه الآن مجالي براي بررسي آنها ندارم. تنها چند لينك ميگذارم. اميدوارم فردا فرصت بيشتري داشته باشم.
***
مرتبط:
تازه ترین سخنان سید حسن نصرالله
پيامد گسترش عمليات نظامی اسرائيل در لبنان
دمشق و تهران روي حزب الله حساب مي کنند
محاسبات پراشتباه جمهوري اسلامي
بالاخره رهبر ايران، آن موضعي كه همه مدتها بود انتظارش را ميكشيدند، اتخاذ كرد. او روز گذشته گفت: «امروز دفاع از حزب الله لبنان بر همه جامعه اسلامي واجب است.» تا آنجا كه سواد من قد ميدهد، عبارت "بر همه واجب است" يعني دفاع از حزبالله واجب عيني است و از آنجا كه ايشان و طرفدارانشان وليفقيه را مرجع ديني جامعه هم ميدانند، پس همه بايد مشاركتي فعال داشته باشند. البته هنوز مشخص نيست اين حكم، مولوي است يا ارشادي؛ ولي در هر صورت يكي از احكام ثانويهاي است كه رهبر جامعه اسلامي ميتواند صادر كند. آقاي خامنهاي در بخش ديگري از سخنان خود دولتهاي عرب را مورد انتقاد قرار داد. «تفرقه دولتهاي اسلامي به ويژه نظاره گري برخي دولتهاي عربي است كه اين گونه رفتار، بسيار اشتباه و خسارت بار است.» او از این رفتار بهعنوان يك پديده تلخ ياد كرد و در بخشي ديگر، بازهم خطاب به آنان گفت: «برخي دولتهاي اسلامي كه بهدليل ملاحظه آمريكا و قدرتهاي استكباري سكوت كرده اند، بدانند كه آمريكا هيچگاه ملاحظه آنان را نخواهد كرد.» اين سخنان يعني پس از مدتي روابط عادي، دولتهاي عربي از "برادر و دوست" دوباره به "دول مرتجع منطقه" تبديل شدهاند!
بد نيست به موضع هفته گذشته هاشمي رفسنجاني هم اشاره كنم. او با تاكيد بر اينكه "خداوند به حزبالله اين قوت را داد که هيچ عمليات آنها را بدون جواب نگذارد"، گفت: «لبنان به ميدان عجيبي تبديل شده است که لطف خدا را در آن به وضوح ميتوان ديد.» اما درباره لطف خدا، تعابير متفاوتي وجود دارد كه از جمله آنها خبري است كه هفته گذشته منتشر شد. خبرگزارى فرانسه به نقل از نشريه نظامي Jane` s Defence Weekly چاپ لندن، گزارش داد: «قرار است حزبالله لبنان طى ماههاى آينده، موشكهاى ضد هوائى از ايران در يافت كند. حزب الله در ماه ژوئيه از ايران تقاضا كرده است تحويل اسلحه را گسترش داده، سريعتر انجام دهد. نمايندگان حزبالله بهويژه تحويل موشكهاى مدرن ضد هوائى را مورد تاكيد قرار داده اند. مسئولين ايران به حزب الله اطمينان دادهاند كه نيازهاى تسليحاتى آنان را مرتب تامين خواهند كرد.»
***
مرتبط:
بررسی تقاضای اتحاديه عرب در شورای امنيت
يادداشت احمد زيدآبادي درباره پيشنويس قطعنامه فرانس و آمريكا
پيشنهاد تازه سينيوره؛ راهی برای کوتاه کردن جنگ
تحليل کريسچين ساينس مانيتور از ادامه جنگ
گزارش لوموند از وحدت شيعيان عليه اسراييل
از ابتدای جنگ اخیر، همواره ايران، موضعش نسبت به اتفاقات و عمل و عكسالعملش يكي از مسائل مورد توجه رسانهها و ساسيون جهان بوده است. اينكه ايران از حزبالله حمايت ميكند، نكته قابل انكاري نيست. ادعاي غرب و اسرائيل در كمك تسليحاتي ايران به حزبالله هم گرچه بارها از سوي مقامات ايراني تكذيب شده است، اما تقريبا قابل انكار نيست. مصاحبه جديد محتشميپور با شرق نيز به تمامي شك و گمانها پايان داد.
كشور ديگري كه در معرض اين گونه اتهامات قرار دارد، سوريه است. با اين تفاوت كه پس از ترور "رفيق حريري" و استعفاي اجباري "عمر كرامي"، كه تحت حمايت سوريه بود، روابط دو كشور اندكي تيره شد. دولت "فؤاد سينيوره" و خود او گرايش بيشتري به اعتلاف ۱۴ مارس دارند و بدين ترتيب تنها متحد سوريه، در لبنان، حزبالله است.
از روزي چريكهاي حزبالله دو سرباز اسرائيلي را به گروگان گرفتند و بهدنبال آن جنگ آغاز شد، دو دولت ايران و سوريه سعي فراواني به خرج دادهاند تا نقش خود را انكار ناپذير توصيف كنند. اما تاكنون به هدف خود دست نيافتهاند. آمريكا، اروپا، اسرائيل و حتي دولت لبنان از بازيگري ايران و سوريه استقبال نميكنند و نميخواهند دو كشور نافرمان منطقه از اين جنگ سودي ببرند. دعوت نشدن ايران و سوريه به كنفرانس رم و عدم پذيرش هر طرحي از سوي اين دو كشور ـ حتي از سوي اعراب ـ نشان دهنده نارضايتي از نقشآفريني كشورهايي است كه خود آغازگر جنگ بودهاند. اين مسئله گرچه در آغاز از سوي مقامات ايران و سوريه كم اهميت جلوه داده ميشد، اما اكنون كاسه صبرشان را لبريز ساخته است.
"عماد مصطفی" سفیر سوریه در واشنگتن روز يكشنبه در مقالهای در روزنامه لسآنجلس تایمز نسبت به همکاری کشورش با آمریکا ابراز آمادگی کرد. او در این مقاله که تحت عنوان «سوریه خواهان گفتگوست اما بوش جواب تلفن را نمیدهد» منتشر شد، از بی اعتناییهای دولت جورج بوش به دولت سوریه شکايت کرد. سوريه پيش از اين از عدم دعوت خود به كنفرانس رم نيز انتقاد كرده بود.
ايران نيز گرچه به اين صراحت سخني بر زبان نميآورد، اما با مخالفت با هر طرح آتشبسي كه ارائه ميشود، نارضايتي خود را نشان ميدهد. مثلا متكي درباره طرح هفت مادهاي سينيوره گفت: «همه لبنانيها بر اصل آتشبس اتفاق نظر دارند، اما چنين اتفاق نظری در مورد طرح آقای سينيوره برای آتشبس بين آنها وجود ندارد.» اين سخنان با واكنش شديد سينيوره مواجه شد. نخست وزير لبنان جواب داد: «فکر می کنم آقای متکی از حد و مرز (خودش) عبور کرده و درنتيجه برخی از طرفها بسرعت موضع او را اتخاذ کرده اند.» اين مواجهه سرانجام نبيه بري رئيس مجلش لبنان را به ميدان كشاند. بری با اشاره به اتهام برخي از احزاب و كشورها نسبت به اظهارات منوچهر متكي، گفت: «متاسفانه برخي از روزنامهها و رسانههاي خبري جهان اظهارات آقاي متكي را بر عكس آنچه كه گفته بود، منعكس كردهاند. من در تماس تلفني كه با آقاي متكي داشتم، ايشان متن سخنراني كه در كنفرانس خبري در لبنان انجام داده بود را براي من فكس كرد و من دقيقا اظهارات ايشان را خواندم و بايد بگويم روزنامهها سخنان ايشان را درست ترجمه نكرده بودند.» به نظر نمی رسد این مداخله که سرانجام همه کاسه کوزهها را بر سر مطبوعات شكاند، بتواند از عمق ناراحتي دوطرف بكاهد.
متكي همچنين روز گذشته قطعنامه پيشنهادي فرانسه در باره بحران لبنان را به دليل نفوذ آمريكا، در راستاي دفاع از رژيم صهيونيستي خواند. او اين قطعنامه را شبيه عمليات ديگري عليه لبنان و منافع اين كشور خواند.
با اين همه انگار پاسخ صريح سينيور كارآمد بوده است، متكي در بخش ديگري از سخنان خود تاكيد كرد كه ما از آنچه مجموعه لبنان در مورد آن تصميم گيري كند، حمايت ميكنيم.
ايران و سوريه از دولت لبنان ناراحت هستند و اين دولت با سرعت هرچه تمامتر به سوي اعراب ميرود.
***
مرتبط:
نقش ايران در بحران خاورميانه
مذاکره با سوريه به جاي ايران
درحالي كه جنگ با شدت هرچه تمامتر ادامه دارد و دو طرف به مواضع نظامي و غيرنظامي يكديگر حمله ميكنند، سرانجام آمريكا و فرانسه بر سر پيشنويس طرحي براي آتشبس در لبنان بهتوافق رسيدند. (متن كامل پيشنويس). انتظار ميرود فردا(دوشنبه) اين قطعنامه با حضور هر 15 عضو شوراي امنيت بررسي و تصويب شود. تاكنون تقريبا تمام كشورهاي عضو از اين قطعنامه ابراز رضايت كردهاند. اما دوطرف درگير چه ميگويند؟
اسرائيل:
1-اسحاق هرزوگ، از وزرای اسرائيلی، متن پيش نويس را «تحولی مهم» خواند؛ اما گفت اسرائيل پيش از واکنش نشان دادن بايد از همه جزئيات آن آگاه شود. او گفت «عمليات عليه حزب الله تا زمان اجرای کامل قطعنامه ادامه خواهد يافت.»
2- روزنامه هاآرتص، امروز نوشت: حييم رامون، وزير دادگستري اسراييل با اشاره به پيشنويس پيشنهادي آمريكا و فرانسه اعلام كرد، به رغم توافق بر سر پيشنويس قطعنامه سازمان ملل، اسراييل به حمله به مبارزان حزبالله لبنان ادامه ميدهد.
رامون افزود: «پيش نويس اين قطعنامه براي اسراييل خوب است اما اين كشور هنوز اهداف نظامي دارد كه ميخواهد به آنها برسد.» رامون گفت: «حتي اگر اين پيش نويس تصويب شود جاي ترديد دارد كه حزبالله لبنان به اين قطعنامه احترام گذارد.»
توضيح: اسرائيل پيشتر خواستار استقرار نيروي چند مليتي جديد در جنوب لبنان شده بود. ولي اكنون پذيرفته است كه نيروي موقت سازمان ملل، بر آتش بس نظارت كنند. منابع سياسي در بيتالمقدس اعلام كردند، اسراييل از كانالهاي ديپلماتيك تضمينهايي دريافت كرده كه نيروي موقت سازمان ملل با سربازان زبده فرانسه تقويت ميشود.
لبنان:
1- منابع خبري لبنان تاكيد كردند كه اين كشور در قبال اين طرح، محافظهكارانه عمل ميكند و بر سه خواسته خود مبني بر ضرورت بازگرداندن مناطق اشغالي جنوب از سوي اسراييل به نيروهاي سازمان ملل متحد بعد از اعلام آتشبس، كمكهاي لجستيكي نيروهاي سازمان ملل متحد جهت استقرار نيروهاي ارتش لبنان در مناطق مرزي جنوب و عقبنشيني اسراييل از مزارع شبعا تاكيد دارد.
2- نبيه بري، رييس پارلمان لبنان با انتقاد شديد از پيشنويس قطعنامه شوراي امنيت آمريكا و فرانسه اعلام كرد: «من به نيابت از تمام مردم، احزاب، كابينه وزيران و دولت لبنان ميگويم كه تمام مفاد اين پيش نويس را رد ميكنيم و به شدت با آن مخالفيم.» (دلايل مخالف نبيه بري با قطعنامه)
3- نعود محمود، نماينده لبنان در سازمان ملل نيز اعلام كرد، لبنان در خواست بسيار شفافتري را براي عقب نشيني نظاميان اسراييلي خواهان است. او همچنين اشارهاي شفافتر به مزارع شبعا كه در اشغال اسراييل است، را خواستار شد.
4- محمد فنيش، از وزرای کابينه لبنان که از اعضای حزب الله است گفت اين گروه تنها در صورتی که اسرائيل همه نيروهايش را از لبنان خارج کند به قطعنامه پيشنهادی تن خواهد داد.
توضيح: يكي از درخواستهاي اسرائيل و اعتلاف 14 مارس، خاعسالح حزبالله است. براي اين كار ابتدا بايد ارتش لبنان تقويت شود، اكنون پايگاه اينترنتي المحيط گزارش داده است كه وزارت دفاع آمريكا اخيرا طرحي را در راستاي كمك به ارتش لبنان در گسترش نظارتش در جنوب لبنان آغاز كرده است. پنتاگون، به كنگره اعلام كرده كه اين طرح نيازمند بودجهاي معادل 11 ميليون دلار است.
در همينحال كشورهاي عربي همراه با مطرح شدن اين پيشنويس، در حالي كه نزديك به چهارهفته در سكوت مطلق بهسر ميبردند، تصميم گرفتهاند با برگزاري نشستي اضطراري، به اوضاع لبنان رسيدگي كنند.
قرار است اين نشست فردا (دوشنبه) با حضور وزيران امور خارجه كشورهاي عربي در مقر نخستوزيري لبنان در بيروت به مدت دو ساعت برگزار شود. اين نشست، بنا به پيشنهاد سعود الفيصل، وزير امور خارجه عربستان و توافق مصر، الجزاير و سايركشورهاي عربي برگزار ميشود.
***
مرتبط:
جنگ لبنان از نگاه آمار و ارقام
انتخاب آينده حزب الله
تفسير عجیب هاآرتص از وضعيت ايران
بالاخره يكي از روزنامههاي وطني يك مطلب بدرد بخور درباره جنگ لبنان منتشر كرد. آنهم روزنامهاي كه از ابتداي جنگ تاكنون، عليرغم هياهوي بسيار، چيز خاصي ننوشته بود. مصاحبه علي اكبر محتشمي پور با روزنامه شرق كه روز پنجشبه چاپ شده را از دست ندهيد. پس از خواندن اين مصاحبه اطلاعات جالبي در مورد لبنان، حزبالله و توانايياش، نقش ايران و ... بدست ميآوريد. نكته اينكه محتشميپور از بنيانگذاران حزبالله لبنان است.
در همين حال كه محتشميپور از برد 250 كيلومتري موشكهاي حزبالله سخن ميگويد، سيد حسن نصرالله در سخناني كه از المنار پخش شد، خطاب به اسرائيل گفت:« هر زمان كه شما حملاتتان را به شهرها، روستاها، غيرنظاميان و زيرساختهاي ما متوقف كنيد، ما نيز دست از حملات موشكي به شهرها و شهركهاي اسراييلي بر ميداريم.» اين اولين بار است كه او از شرطش براي پايان جنگ سخن ميگويد. آنهم درست پس سفر متكي به بيروت. نصرالله اسرائيل را تهديد کرد اگر بيروت را هدف حمله قرار دهد، حزب الله نيز تل آويو را هدف موشک قرار خواهد داد. در سحرگاه پنجشنبه سوم اوت، پيش از آنکه اظهارات سيد حسن نصرالله از تلويزيون المنار پخش شود، منطقه شيعه نشين جنوب بيروت هدف بمباران اسرائيل قرار گرفته بود.
اسرائيل اعلام کرده است، تاکنون سيصد تن از افراد حزب الله در جنگ کشته شدهاند؛ اما حزب الله تعداد کشته شدگان خود در جنگ را 46 نفر اعلام کرده است. فؤاد سينيوره، نخست وزير لبنان نيز شمار لبنانيهايی که از آغاز جنگ، جان باخته اند را بيش از نهصد نفر اعلام کرده است. به گفته وی، يک سوم قربانيان را کودکان تشکيل می دهند و سه هزار نفر نيز در اين جنگ مجروح شده و در مجموع بيش از يک ميليون نفر يعنی حدود يک چهارم جمعيت لبنان آواره شده اند. در همين حال كل كشتهشدگان اسرائيلي، 80 نفر عنوان شده است.
نشست اضطراری سازمان کنفرانس اسلامی در مورد جنگ در لبنان نيز سرانجام روز پنجشنبه در غياب اعراب برگزار شد. به گزارش بي بي سي از پنجاه و هفت دولت عضو سازمان تنها نمايندگان هفده دولت در اين نشست شرکت كردند که عمدتاً دولتهای غيرعربی بودند. رؤسای جمهور ايران و اندونزی، نخست وزيران مالزی، ترکيه، پاکستان، بنگلادش و جمهوری آذربايجان و سلطان برونئی در اين نشست اضطراری حاضر شدند؛ در حالی که سران هيچيک از دولتهای عربی در اجلاس شرکت نکردند. لبنان، قطر و يمن در حد وزيرخارجه و عربستان سعودی وزير مشاور در امورخارجه خود را به اجلاس فرستادند؛ از اردن وليعهد اين کشور در اجلاس شرکت کرد و سوريه و دولت خودگردان فلسطينی نيز نمايندگانی به نشست فرستاده بودند. اين نشست به اصرار ايران برگزار شد. و جالب اينكه اران هيچ طرح با پيشنهادي براي آرامش منطقه ارائه نكرد. حاصل اين همه تلاش ايران، بيانيهای بود كه در پايان نشست صادر شد و در آن حمله اسرائيل به لبنان بشدت محکوم شده و آتش بس فوری و استقرار نيروی پاسدار صلح در لبنان درخواست شده است.
***
مرتبط:
يازده شعر از آدا آهاروني شاعر اسرائيلي
ايران: بازيگردان منطقه ای/ مقاله ای از اکنومیست
یک اشتباه مرگبار مرتکب شدم! من با تاکید، پیشبینی کردم که جنگ تا ۱۴ روز پس از آغازش تمام میشود، ولي چنين نشد. حالا هم اعتراف ميكنم كه اشتباه كردهام. دليل اين اشتباه هم مقاومتي بود كه حزبالله از خود نشان داد. مقاومتي كه هيچكس، حتي اسرائيل، تصور آنرا نداشت.
حالا دوباره جنگ شدت يافته. اسرائيل حمله زميني را آغاز كرده تا مناطقي را كه قرار است بعدها صلحبانان در آنجا مستقر شوند، از كنترل حزبالله خارج سازد و براي اين كار حدود ۱۴ روز به خود زمان داده. اسرائيل هنوز اعلام نكرده پیشروی نیروهایش در داخل خاک لبنان تا چه حدی خواهد بود اما قطعا ميتوان انتظار داشت، بيشتر از رودخانه "ليتاني" باشد. در اين ميان مقاومت حزبالله، توان زميني اسرائيل، فشارهاي داخلي و خارجي بر هر دوطرف و سرانجام برد موشكهاي حزبالله، كاملا تعيين كننده هستند.
از سوي ديگر حمله اسرائيل به "قانا" كه با هدف تضعيف روحيه چريكهاي حزبالله و ايجاد يك اعتلاف ضد شيعي در لبنان انجام شد، كاملا نتيجه عكس داد و تمامي سياستمداران لبناني را متحد كرد و فشار بينالمللي بر اسرائيل را نيز افزايش داد.
***
مرتبط:
پاشنه آشيل اسراييل
۱- بالاخره رهبر سكوت را شكست و بهمناسبت ورود هوگوچاوز به ايران سخناني در حمايت از حزبالله لبنان برزبان آورد. هرچند كه اين سخنان حاوي هيچ نكته جديد و مهمي نبودند. اين چند خط را بهنقل از ايسنا و بدون هيچ دخل و تصرفي در آن بخوانيد. شايد مهمترين بخش سخنان ديروز رهبر باشد.
«حضرت آيتالله خامنهاي تجاوز رژيم صهيونيستي به لبنان را يك جنگ طراحي شده از جانب آمريكا دانستند و افزودند: آمريكاييها در اين طراحي، رژيم صهيونيستي را وارد اين جنگ كردند تا با تصور خود يك گام بلند و عملي براي تحقق خاورميانه آمريكايي بردارند اما در محاسبات خود ملت لبنان را ناديده گرفته بودند.
رهبر انقلاب اسلامي هدف آمريكا از ايجاد خاورميانه به اصطلاح جديد و يا خاورميانه بزرگ را ايجاد خاورميانه با دولتهاي دست نشانده و با محوريت رژيم صهيونيستي ارزيابي و خاطرنشان كردند: حمله پيش دستانه حزب الله لبنان موجب انفعال آمريكا و رژيم غاصب صهيونيستي شد و مقاومت قهرمانانه و شگفت آور ملت لبنان و حزب الله كه مظهر اين ملت است، طراحي آمريكا را با شكست مواجه كرد.
ايشان گروه كنوني حاكم بر آمريكا را يك گروه بيخبر و غافل از دنيا و دچار توهم دانستند.»
پس از دو هفته سكوت همين.
۲- روزنامه فيگارو چاپ پاريس گويا مقالهاي نوشته است در مورد موشكهاي زلزال. اين مقاله كه در تاريخ ۲۲ژوئيه (۱ مرداد) چاپ شده را امروز سايت "روزآنلاين" ترجمه كرده است. با آنكه كمي از تاريخش گذشته، ولي اطلاعات خوبي دارد. (آيا ايران اجازه استفاده از "زلزال" را نداده است؟)
۳- چند لينك خوب هم براي امروز.
روايت "فرد هاليدى" از دو روز همزيستي با حزب الله، در شرق ديروز
سرمقاله امروز شرق نوشه آقاي قوچاني كه نشان ميدهد، حضرتش هيچ سررشتهاي در سياست خارجي و امور بينالملل ندارند.
نقد رفتار مزورانه دستگاه ديپلماسي ايران از سوي احمد زيدآبادي
جنگ لبنان و تاثير آن بر مساله فلسطين. باز هم مقالهاي از زيدآبادي در بي بي سي
بشار اسد، مطمئن تر از هميشه
حزب الله نيز در روز جمعه بيش از يک صد راکت به سوی اسرائيل پرتاب کرد. يک راکت دوربرد جديد که اين گروه آن را "خيبر-1" ناميده، از جمله اين راکتها است. تعداد زيادی از اين راکتها در نزديکی شهر "افولا" واقع در 50 کيلومتری داخل اسرائيل فرود آمدهاست. راکتهای حزب الله تاکنون تا اين مسافت در داخل اسرائيل اصابت نکرده بود. پيشتر سيدحسن نصرالله از ورود جنگ به مرحله فراتر از حيفا سخن گفته بود. همچنين شبكه تلويزيوني العالم بهنقل از يك منبع حزبالله اعلام كرده است: «بندر "نتانيا" در فلسطين اشغالي هدف بعدي موشكهاي حزبالله است.» البته باید متذکر شوم که نتانیا گرچه شهری ساحلی است، بندري ندارد! درهرصورت اگر اين اتفاق رخ دهد، يعني موشكهاي حزبالله به تلآويو هم ميرسند چون فاصله اين دوشهر با هم بسيار كم است.

در خبري ديگر، "سي ان ان ترك" گزارش داده است كه تركيه به 200 ایرانی که عازم لبنان بودند اجازه عبور نداده است.
***
مرتبط:
نگاه عطاء الله مهاجرانی به جنگ اخیر
وضعيت عجيبي است. در حالي كه بسياري از كارشناسان معتقدند جنگ اخير به دستور و يا حداقل تاثير مستقيم ايران آغاز شده است، دستگاه ديپلماسي ايران سعي ميكند در فرونشاندن آتش آن نقشي ايفا كند. اين در حال است كه تاكنون كشورهاي مختلف دنيا از اين تلاش استقبال چنداني نكردهاند!
در كنفرانس رم كه روز چهارشبه برگزار شد، از ايران دعوت بهعمل نيامد. اين عدم دعوت اعترض ايران را بهدنبال داشت. از سوي ديگر در حالي كه تلاش وزارت امورخارجه و احمدينژاد براي برگزاري اجلاس اضطراری سازمان کنفرانس اسلامی يك بار بينتيجه ماند و كشورهاي عضو كنفرانس از اين پيشنهاد استقبال نكردند، منوچهر متكي وزير امورخارجه، در سفر به مالزي همچنان اين درخواست را مطرح كرده است. اما اين بار هم گويا مالزي كه سرگرم برگزاری اجلاس وزيران خارجه کشورهای عضو " آسه آن" و گفتگوهای امنيتی شرق آسيا در کوالالامپور است، تشکيل جلسهای با حضور تمامی 56 کشور عضو را در زمانی کوتاه دشوار دانسته و به جای آن، مذاکرات کميته اجرايی سازمان را توصيه کرده است. مالزي هماكنون رياست دورهاي سازمان كنفرانس اسلامي را برعهده دارد.
با تمام اين احوال بهنظر ميرسد دنيا ميداند هرگونه طرح صلح و يا آتشبسي بدون جلب رضايت ايران بيفايده و از پيش شكست خورده است. كوفي عنان دبيرکل سازمان ملل، روز گذشته تأکيد کرد « ايران بايد در هر نوع توافق نهايی که برای لبنان انديشيده می شود، شرکت داده شود».
از سوي ديگر حسني مبارك رييس جمهور مصر، در مصاحبهاي با مجله تايم گفته است «مخالفت ايران با روند صلح خاورميانه، اوضاع منطقه را پيچيدهتر ميكند.» مبارك در پاسخ به اين سوال كه آيا موافق است، ايران در خاورميانه نقشي قاطعانهتر را با صرف هزينه از جانب كشورهاي ميانهرو نظير مصر ايفا ميكند؟ گفت:«"قاطعانه بودن" يك نقش خاص مطرح نيست، بلكه "چگونه مثبت بودن" آن مطرح است.» رييسجمهور مصر همچنين در بخش ديگري از سخنانش ابراز اميدواري كرد « ايران از اهرمهايش در رابطه بنيادگرايان و گروههاي افراطي در سراسر خاورميانه، به نفع ايمني و ثبات بيشتر خاورميانه استفاده كند.»
سوریه نیز که در وضعیتی تقریبا مشابه با ایران بسر میبرد، از غيبتش در كنفرانس رم انتقاد كرده است. دولت سوريه بر نقش خود در خاتمه دادن به جنگ لبنان تاکيد نهاده و شرايط مداخله برای کمک به حل بحران کنونی را اعلام داشته است. سخنگوی دولت سوريه گفته است که از شکست مذاکرات رم برای حل بحران لبنان در روز چهارشنبه متعجب نشده است؛ زيرا نمايندگان سوريه به اين اجلاس دعوت نشده بودند و بدون حضور آنان، دستيابی به نتيجه ای مثبت امکانپذير نبود. وی گفته است تا زمانی که ريشه درگيری در لبنان، که ادامه اشغال اراضی اعراب است، از ميان نرود، جنگ لبنان ادامه خواهد داشت. به گفته اين وزير سوری، ايالات متحده يا واسطههای آن کشور، قبل يا بعد از اجلاس رم با سوريه تماسی برقرار نکردهاند. وی گفته است که سوريه تحت شرايطی، شامل موافقت اسرائيل با آتش بس، مبادله اسيران و گفتگو درباره اختلافات ارضی با سوريه، حاضر است از نفوذ خود بر حزب الله برای خاتمه دادن به بحران کنونی استفاده کند.
***
مرتبط:
عکسهای دوست خوبم هادي مختاريان از لبنان
روز شمار جنگ از نگاه خبرگزاری فارس
جام فوتبال "سيد حسن نصرالله" در تهران آغاز شد!
همانگونه كه انتظار ميرفت اجلاس رم بدون هيچ نتيجه مشخصي پايان يافت و تنها اسرائيل را براي ادامه حملاتش مصممتر كرد. حييم رامون، وزير دادگستری اسرائيل پس از اين اجلاس در گفتگو با راديو ارتش اين کشور گفته است، دولت او نتيجه گفتگوهای رم را چراغ سبزی برای ادامه تهاجم به جنوب لبنان تا زمان پايان يافتن حضور حزب الله در اين منطقه تلقی می کند. رامون اين سخنان را پيش از جلسه كابينه اسرائيل بيان كرد و پس از آن كابينه نيز نشان داد دقيقا همينطور ميانديشد. اعضای کابينه اسرائيل در جلسه خود توافق کردند تعداد بيشتری از نيروهای ذخيره ارتش فراخوانده شوند، (گفته ميشود ۳۰ هزار نفر) تا در صورت لزوم، آماده اعزام به منطقه جنگی باشند. آنها همچنين در مورد تجديد قوای نيروهايی که هماکنون در لبنان در حال جنگ هستند، به توافق رسيدند. با اينهمه حملات زميني اسرائيل گستردهتر نميشوند. اين تصميم شايد بخاطر مقاومتي باشد كه حزبالله داشته. ارتش اسرائيل روز چهارشنبه متحمل شديدترين تلفات از زمان آغاز جنگ جاری شد. خبرنگاران حاضر در منطقه معتقدند، مقاومت چريكهاي حزب الله در برابر واحدهای اسرائيلی شديدتر از آن بوده است که فرماندهان اسرائيلی پيش بينی میکرده اند. با اين حال گويا اسرائيل به اين سرعت از پا نمينشيند. سرلشگر "اوی آدام"، فرمانده نيروهای اسرائيل در منطقه عملياتی شمال، گفته است که انتظار دارد عمليات نظامی در لبنان تا چند هفته ديگر ادامه داشته باشد. در اين ميان تنها اميد حزبالله به سلاحهاي ايراني است كه معلوم نيست چهزماني چراغ آنها مانند سخنان پرشور و دلگرم كننده رهبر خاموش شود! فعلا كه اسرائيليها از سخنان سرلشگر فيروزآبادي رئيس ستاد مشترك ايران، خشنودند. روزنامه "هاآرتص"، چاپ تل آويو در گزارشي ضمن استقبال تلويحي از اظهارات فيروزآبادي در مورد عدم مداخله ايران در جنگ اسرائيل و حزبالله، در اين مورد نكاتي را به مقامات اسرائيلي گوشزد كرده است.
نكات ديگري هم هست كه براي جلوگيري از طولاني شدن نوشتهام، بعدا مينويسمشان.
***
مرتبط:
آيا ايران و سوريه در منطقه متحد باقی می مانند؟
وبلاگ "روشناي كاريز" كه از بيروت بهروز ميشود.
عكس گلناز بهشتي از اعزام اولین کاروان دانشجوئی به لبنان.
متن نامه سيد محمد خاتمي به رهبران و شخصيتهاي غيردولتي جهان (لینک)
پيام هاشمي رفسنجاني به ملك عبدالله پادشاه عربستان (لینک)
الف- مجله اشترن، چاپ آلمان، درشماره جديد خود، به همراه يك گزارش تصويری از جنگ لبنان، مشخصات سلاح هايی را منتشر كرد كه مدعي است از سوي ايران در اختيار حزبالله قرار گرفتهاند. ( از آنجايي كه حتي يك كلمه آلماني بلد نيستم، نتوانستم متن اصلي گزارش را پيدا كنم و مجبورم به منابع فارسي اعتماد كنم.) اين موشكها عبارتند از:
1- موشك های «كاتيوشا» با كاليبر 122 ميليمتر و قدرت حمل 18كيلو مواد انفجاری و 20 كيلومتر برد.
2- موشكهاي «فجر 3» و «فجر 5» با 45 تا 75 كيلومتر برد و كلاهك حمل 45 تا 90 كيلو مواد انفجاری.
3- موشك كوتاه برد «زلزال 2» كه 100 تا 200 كيلومتر برد دارد و كلاهك انفجاری آن 600 كيلوست.
4- « C– 802 مارش فلوكب» (كلاهك برنده) كه از روی مدل چينی تقليد شده است؛ با برد 120 كيلومتر و كلاهك انفجاری 165 كيلوئی.
( اگر كسي آلماني بلد است، كمك كند. ممنون ميشوم.)
ب- روزگذشته در حمله اسرائیل به نیروهای حافظ صلح ۴ نفر کشته شدند. خبرگزاري شينهوا گزارش داد كه حمله اسرائيل به مقر سازمانمللمتحد در منطقه «الخيام» باعث كشتهشدن 4 نيروي سازمانمللمتحد شد كه يك چيني نيز در بين اين چهار
