پس از يك دوره نسبتا طولاني كه درباره لبنان و جنگ نوشتم و با آنكه ميخواستم حداقل سه مطلب ديگر در اينباره بنويسم، اما ترجيح دادم كه هم چند روزي استراحت كنم و هم براي مدتي هم كه شده جنگ را بيخيال شوم. درضمن دوستان هم انگار ديگر خسته شده بودند از اين همه جنگ! در هر صورت فعلا جنگ تعطيل است.
هفته گذشته دو فيلم ديدم. «طبل بزرگ زير پاي چپ» و «آفسايد». اولی را بسیار پسندیدم و از دومی بدم آمد. دقیقا با همین لحن که "بدم آمد". دفعه قبل هم که فیلمی از جعفر پناهی را دیدم ـ دايره ـ همين احساس را داشتم. پيش خودم فكر كردم كه اگر اين سياستهاي فرهنگي جمهوري اسلامي نبود و اين رژيم تا اينحد بسته عمل نميكرد، آيا آدمهايي مثل جعفر پناهي اصلا مجالي براي كار و عرضاندام در مجامع بينالمللي مييافتند؟ ماندهام از استقبال فمينيستهاي وطني از اين فيلم كه چطور بهبه و چهچه ميكردند وقتي ديدند كه يك كارگردان مرد كل مطالبات زنان جامعه را به ديدن فوتبال تنزل داده و در ضمن يك مشت بچه بيهدف و بعضا ناسالم را بهعنوان نمايندگان جنبش زنان در ايران معرفي كرده است. حيف وقتي كه براي ديدن اين فيلم صرف كردم.
اما «طبل بزرگ زير پاي چپ». فيلمي نسبتا تلخ و ضد جنگ، كه گرچه ايرادهاي تصويري داشت و انگار تهيهكننده ميخواسته سر و ته ماجرا را هرچه سريعتر جمع كند، ولي در مجموع فيلم خوبي بود كه به چند بار ديدن ميارزد.
در همين رابطه: آفسايد نه، اوت



