سلام. من تهرانم. دیشب رسیدم و الان هم از همهجا بیخبر، نشستهام پاي وبلاگ. راستش ميخواستم سفرنامه بنويسم، اما اينترنت در مشهد اصلا قابل استفاده نبود. اينترنت هتل كه مدام قطع ميشد و اينترنت نمايشگاه هم كه تعريفي نداشت. به اينها اضافه كنيد برچسب فارسي نداشتن لپتابي كه همراهمان بود. در هر صورت پروژه نوشتن سفرنامه با شكست همراه بود. اما در كل، اگر بخواهم از سفر به مشهد و حضور در نمايشگاه الهسيت چيزي بنويسم، ميتوانم بگويم:
۱- اگر حرم امام رضا در مشهد نبود، اين شهر الان يكي از دهستانهاي خراسان بود. مشهديهاي عزيز من را ببخشند، ولي در هر صورت اين برداشتي است كه هر كسي كه وارد مشهد شود، خواهد داشت.
۲- نمايشگاه الهسيت خلوتتر از آن بود كه گمان ميكردم. خيلي از بازديد كنندگان هم اصلا درك و دانشي از موضوع نداشتند.
۳- برگشتمان با هواپيما بود. هواپيمايي كه از تركيه اجاره شده بود و خلبانان و مهمانداران آن هم ترك بودند. راستش در تمام طول پرواز به اين فكر ميكردم كه با رفتاري كه مردم دارند، اگر اين خارجيها براي كار در ايران، حق توحش از ما بگيرند، خيلي هم كار اشتباهي نكردهاند!!
۴- اين كشور تا رسيدن به تمدن، مدرنيته و مفاهيمي از اين دست، صدها سال راه دارد.
شنبه 1385/10/30
سفرنامه آخر
ساعت 12:23 | | لینک



