داستان دستگيري گسترده فعالان حقوق زن كه برخي هم روزنامهنگار بودند و من هم به واسطه همكاري، با تعدادي از آنها آشناييتي دارم، خيلي نظرم را جلب كرد. زنداني شدن دوستان و آشنايان اصلا خوشايند نيست، اما قضيه چيزي فراتر از دلتنگيها و نگرانيهاي معمول است.
اول اين كه بهنظرم جنبش زنان ايران دارد بزرگ ميشود. من كه صداي پوست انداختنش را ميشنوم و قد كشيدنش را ميبينم. آنها دارند از قرزدن و نق نق كردن فاصله ميگيرند و بالاخره حرف ميزنند. نرم نرمك چيزي به نام جنبش زنان در حال شكلگيري است. گرچه راه زيادي در پيش است.
دوم؛ اين دستگيريها را ميتوان در قالبي كليتر ديد. نارضايتي از حكومت در حال افزايش است. آن هم دقيقا در روزهايي كه آقايان گمان ميكردند با يكدست شدن حاكميت، همهچيز به سوي آرامش و ثبات پيش ميرود. در همين دوهفته اخير، درگيريهاي سيستان و بلوچستان، خوزستان، كردستان و آذربايجان را شاهد بوديم و تبع آن دستگيريها و اعدامها كه به نوبه خود نارضايتي را افزايش ميدهد. در همين حال اعتراضات گسترده معلمان و حالا هم زنان. آن هم در آستانه عيد نوروز و روز جهاني زن.
آقاياني كه در شب آخر انتخابات ناگهان عواملشان را از ستاد قاليباف به ستاد احمدينژاد فرستادند، مهمترين اشتباه سراسر عمرشان را مرتكب شدند. وضعيت از اين هم بدتر خواهد شد.
باش تا صبح دولتت بدمد
کین هنوز از نتایج سحر است
دوشنبه 1385/12/14
نتایج سحر
ساعت 10:55 | | لینک


