يكي دو شب پيش به اتفاق دوستان به يكي از سينماهاي مثلا باكلاس تهران رفتيم، براي ديدن فيلم «خون بازي». کاری به فیلم ندارم و نمیخواهم درباره آن بنويسم. مسئله مهمتر، رفتار مردم در سينما است.
در طول فيلم آقا و خانم جواني كه كنار دست من نشسته بودند، مدام با هم صحبت ميكردند. يكبار هم كه موبايل خانم زنگ زد و قطع شد، آقا گير داد كه موبايل را چك كند و ببيند چه كسي زنگ زده! بعد هم بند كرد به خانم كه بگو كي بود! همه اين اتفاقات به هنگام نمايش فيلم رخ ميداد.
در رديف جلوتر، يك خانم مدام ميخنديد. هرچه فكر كردم كجاي اين فيلم خندهدار است، نفهميدم. آخرسر معلوم شد كه مشغول صحبت با موبايلش است.
اما اتفاقات جالبتر بعد از نمايش فيلم افتادند. به بخشي از آنها توجه كنيد:
۱- يك خانم جوان به يك خانم ميانسال: آخر معلوم نشد، بهرام رادان اين دختره رو ميگيره يانه!!!
۲- يك آقا به يك نفر همراهش: اين فيلم براي چي اسكار گرفته!!!!!!!!!!!!!!!!
۳- آقاي اول به آقاي دوم: فيلم رئيس را ديدي؟
آقاي دوم: نه.
آقاي اول: من ديدم.
آقاي دوم: مال كي هست؟
آقاي اول: ابراهيم حاتميكيا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوشنبه 1386/01/27
سينماي ما
ساعت 17:49 | | لینک


