آدمهايي كه در زندگي من موثر بودهاند، خيلي بيشتر از آن هستند كه بتوان شمردشان. يعني همه آدمهايي كه تا بحال ديدهام و همه جاهايي كه تا حالا رفتهام، در زندگيام تاثير داشتهاند و اصلا مگر كسي ميتواند ادعايي غير از اين داشته باشد. من هم يكي مثل بقيه و شايد با اين تفاوت كه نميتوانم اهميت هركدام را درك كنم! مثلا من نميتوانم بگويم معلم دوم دبستانم ـ كه بسيار دوستش داشتم و دارم ـ در زندگيام موثرتر بوده، يا آن بچه فاميل كه يك بار گفتم بگو «قسطنطنيه» و جواب داد «بلد نيستم». هركدام چيزي به من آموختهاند. از علي و حافظ و مولوي و سعدي و خيام بگير تا عبدالكريم سروش و مصطفي ملكيان و عباس معروفي و همان بچه فاميل.
اما اينجا يك نكته مهم وجود دارد. ما كي ميخواهيم دست از اين بازيها برداريم؟ بازي رازها، بازي آرزوها، بازي موثرها... بازي بعدي را چهكسي شروع ميكند؟ درباره چهچيزي بايد بنويسيم؟ رابطهمان با همسرمان يا آخري باري كه به ملت فحش ناموسي داديم؟ شايد هم خوابي كه ديشب ديدهايم!
در اين بازي ناتمام، چه زماني نوبت به تصميمهاي عجيب و غريب دولت يا فرمايشات حضرات قدرتمند ميرسد؟ كي قرار است درباره موضوعات مهم بنويسيم و همديگر را به نوشتن دعوت كنيم و يك اقتراح اينترنتي راه بياندازيم؟
---------------------------------------
پينوشت:
اين را نوشتم كه دعوت اين دوست محترم و باشعورم را پاسخ داده باشم؛ وگرنه هرگز وارد نميشدم و نميشوم.
شنبه 1386/03/19
بازي بازي بازي ...
ساعت 13:5 | | لینک



