مثل اينكه بحث درباره لبنان به موضعي دو نفره بين من و علي تبديل شده! اما ادامهاش ميدهم تا حداقل چيزي عايد خودم بشود!
علي معتقد است كه «به دلیل قدرت نظامی بیش از حد هواداران سوریه و این موضوع که لبنان تنها با سوریه مرز مشترک دارد (طبیعتا اسرائیل مستثنی است) در صورت بروز جنگ یا تنش داخلی، رقبای سوریه به سادگی حذف خواهند شد» همچنين ميگويد: «فکر میکنی جریان المستقبل و حریری در چنین جنگی چند روز دوام خواهند آورد؟ شاید یک هفته ... نه بیشتر.»
اما من معتقدم كه اينبار مانند دفعه قبل - جنگ داخلي قبلي - نيست. يك دولت قانوني در لبنان مستقر است كه بهشدت از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا حمايت ميشود. بدين ترتيب احتمال ورود آمريكا به جنگ به بهانه حمايت از دولت و يا حتي ناتو هم وجود دارد. در چنين شرايطي نميتوان مطمئن بود كه حزبالله يك هفتهاي جنگ را پيروزمندانه تمام ميكند.
دفعه قبل هدف از جنگ داخلي، بيرون راندن ساف از لبنان - در حقيقت همسايگي اسرائيل - و فرستادن آنها به كشوري دورتر بود. هدفي كه به سرعت محقق شد، اما شكلگيري مقاومت شيعي، باعث ادامه جنگ شد. اينبار هدف، از ميان برداشتن حزبالله است. طرفداران دولت در اين روزها مدام ميگويند چطور است كه فتحالاسلام كه سلاح سبك دارد در تيررس ارتش است و آنهايي كه موشك دارند – منظور حزبالله است – آزادانه فعالت ميكنند؟
انتظار ندارم تاريخ دوباره تكرار شود؛ اما به ترتيب حوادث نگاه كنيد.
ترور ناموفق پير جميل كه عاملانش پيدا نميشوند و سپس بمبگذاري در راه اتوبوس حامل فلسطينيان در محله مسيحينشين عينالرمانه توسط فالانژهاي عضو كتائب. اينها جرقههاي اصلي جنگ اول هستند.
حالا؛ ترور موفق پير امين جميل كه عاملانش نامشخص ماندهاند و سپس درگيري با فلسطينيان در شمال لبنان. اين اتفاقات جرقه هستند يا آتش؟
با احتمال جنگ اسرائيل و سوريه، هم موافقم و هم مخالف! درگيريها در فلسطين هم، بهنظرم با قضيه صلح اعراب و اسرائيل مرتبط است. كه اين دو موضع، محور يادداشتهاي بعدي خواهند بود.
در بقيه موارد نظر من هم مانند همانچيزي است كه در كامنت پس قبلي نوشته شده.


