در سالهاي بين ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳، دو ابر قدرت جهان در آن زمان و همچنین كشورهاي منطقهاي نظير عربستان، متفقالقول به انور سادات، رئيس جمهور سابق مصر، تاكيد ميكردند كه براي جلب توجه جهانيان به موضوع فلسطين، اسرائيل و اعراب، جنگ محدودي راه بياندازد. به اصطلاح قضيه را گرم كند تا راه براي صلح هموار شود. جنگ چهارم اعراب و اسرائيل در اكتبر ۱۹۷۳، بدينگونه آغاز شد.
گمان من بر اين بود كه جنگ ۳۳ روزه در تابستان گذشته، ميتواند به اندازه كافي موضوع اسرائيل و همسايگانش را در مركز توجه قرار دهد. تا حدودي اين اتفاق رخداد و به جريان افتادن دوباره طرح عربستان براي صلح با اسرائيل، متاثر از اين جنگ بود؛ اما تنور هنوز به اندازه كافي گرم نشده است. هنوز عراق، اولويت اصلي آمريكا است و بهسادگي نميتوان توجه ايالات متحده را از اين كشور، به نقطهاي ديگر جلب كرد. پس، از اين نظر، احتمال وقوع يك جنگ ديگر ميان اسرائيل و يكي از همسايگانش وجود دارد. همسايگان اسرائيل عبارتند از، اردن، مصر، سوريه و لبنان. دو كشور اول كه بهترين روابط ممكن با اسرائيل را دارند. پس جنگ بايد با لبنان يا سوريه باشد. چون اسرائيل با دولت لبنان مشكلي ندارد، پس سوريه اصليترين گزينه براي جنگ است.
اما در اين ميان احتمال ديگري هم وجود دارد كه آن پذيرش صلح با اسرائيل از سوي سوريه در ازاء پس گرفتن بلنديهاي جولان است. البته اگر پيامهاي اولمرت، آنقدر جدي باشد كه بتواند بشار اسد را به جدايي از ايران و نزديكي به ديگر كشورهاي عرب، ترغيب كند.
نكته مهم در اين بحث، نوع آرايش سياسي در اسرائيل است. بايد ديد حزب كارگر تحت رهبري باراك، چه رابطهاي با دولت خواهد داشت و همچنين دولت اولمرت تا چه زماني ميتواند در برار فشارهاي مخالفان مقاومت كند.
سه شنبه 1386/03/29
به سوی جنگ جدید 4
ساعت 15:21 | | لینک



