تبليغاتX
دیگری - رخت‌شويي
دوشنبه 1386/04/18
رخت‌شويي

انگار یک نفر دو دستی دارد در دلم رخت می‌شوید. آن‌هم با ناخن‌های بلند و به شدت هرچه تمام‌تر. آن‌قدر کار دارم که آن‌سرش ناپیدا، اما دستم به کار نمی‌رود. نه نگرانم و نه مضطرب. فقط در دلم آشوب است. تقریبا از دیروز این‌طور شدم. از همان وقت که خبر اجرای حکم سنگسار آن مرد را شنیدم. همانی که اسمش یادم نیست.
امروز صبح هم در برنامه خبری بودم که کسی خبر داد همه بچه‌های دفتر تحکیم را گرفته‌اند. تا آخر جلسه حواسم آن‌جا بود. آمدم دفتر و سریع نشستم پای کامپیوتر تا ببینم خبر چه بوده که دیدم به دفتر ادوار هم حمله شده و هر که بوده را با خود برده‌اند.
يك نفر در دلم رخت چنگ مي‌زند.
رخت چنگ مي‌زند
رخت چنگ مي‌زند
چنگ مي‌زند
چنگ مي‌زند
مي‌زند
مي‌زند
.........
.
.
.

ساعت 15:23 | | لینک