چهارشنبه 1386/05/31
قضاي آسمان
يكي ديگر از دوستان هم رفت. چند روز پيش آمد، خداحافظي كرد و امروز تهران را به مقصد كشوري ديگر ترك ميكند. دوست ديگري هم قرار است بهزودي برود. چندتايي پيشتر رفتهاند و چندتايي هم در تدارك سفرند. چند روزي است كه احساس ميكنم همه ميروند؛ يكي يكي چون نسيم «از اين كوير وحشت» ميگذرند و من همچون «گون بسته پا»ي اينجا ماندهام.
اينجايم، بر تلي از خاكستر و زير آسمان وطني كه در آن فقط مرگ را به مساوات تقسيم ميكنند.
اين تقدير من است. حكم ازلي.
حافظ گفت: «گر تو نميپسندي تغيير ده قضا را» و خود نيك ميدانست «قضاي آسمان اين است و ديگرگون نخواهد شد»
ساعت 15:44 | | لینک



