تبليغاتX
دیگری - شطح و طامات
دوشنبه 1386/08/14
شطح و طامات

گاهي وقت‌ها از بعضي چيزها دل‌گير مي‌شوم. اما شما كه متوجه نمي‌شويد. هيچ كس متوجه نمي‌شود. البته مشكل از كسي نيست. دل‌گير شدن‌هاي من نامحسوس هستند. فقط خودم مي‌فهمم و خودم. آن‌هم به اين خاطر است كه بعد از دل‌گير شدن، خودم را سرزنش كنم كه تو حق نداري ناراحت شوي. شروع مي‌كنم به شمردن دلايلي كه وجود دارد و در نهايت حق با طرف مقابل مي‌شود. اما هميشه با اين‌كه بازنده شده‌ام، ته دلم يك چيزي وجود دارد. كه با "اي‌كاش" شروع مي‌شود. اي‌كاش فلاني، فلان حرف را نمي‌زد. اي‌كاش بهماني، بهمان كار را نمي‌كرد و ....
خلاصه اين‌كه جنگي است در اين دل صاب مرده. هميشه. و همواره هم با خود و نه با ديگران. نتيجه اين جنگ بدون خونريزي هم اين شده كه هيچ‌وقت از كسي توقعي نداشته باشم. اين‌طور راحت‌تر هستم. ديگر با خودم دعوايم نمي‌شود. خسته شدم از بس صداي داد و بيداد شنيدم.
البته ناگفته نماند كه در اين بي‌توقعي، هنوز صددرصد موفق نشده‌ام و گاهي باز دلم مي‌گيرد. هرچند زود رفع مي‌شود.
با وجود همه اين حرف‌ها كه زدم و احيانا شما خوانده‌ايد، هنوز برخي چيزها را نمي‌فهمم. دليل و علت بعضي از اتفاقات را متوجه نمي‌شوم. ايراد كار را پيدا نمي‌كنم. فكر مي‌كنم ايراد از من بوده يا طرف مقابل. شايد هم از شرايط. اما جوابي وجود ندارد. اين مي‌شود كه سردرگم مي‌مانم و بعد از مدتي هم سعي مي‌كنم بي‌خيال ماجرا شوم. مي‌فهميد كه. خوب دست خودم نيست. من هم مثل بقيه، آدم هستم! از سنگ كه تراشيده نشده‌ام. درست كه دوست دارم صورتم سنگي باشد و احساسي از آن خوانده نشود؛ اما دلم كه از سنگ نيست. گاهي مي‌لرزد، گاهي شاد مي‌شود و گاهي هم غم‌گين. بعضي وقت‌ها هم دل‌خور. البته موارد اين آخري خيلي زياد نيست.

*بعدالتحرير: اگر طولاني شد، ببخشيد. دلم مي‌خواست اندكي حرف بزنم. اگر حوصله نكرديد و نخوانديد هم اشكالي ندارد. اين‌جا را كمتر كسي مي‌خواند.

ساعت 15:3 | | لینک