۱- مدتها پيش، يك بار براي هميشه به خودم گفتم «هرچيزي به تو ربط ندارد». از آن روز به بعد، درباره هر موضوعي نظر نميدهم. البته كار چندان سادهاي نيست و گاهي اوقات ويرم ميگيرد درباره موضوعي يك نظر مخالف خيلي شيك بدهم؛ اما آن حرف باز يادم ميآيد و با آنكه خودم به خودم گفتهام، انگار جملهاي بزرگ از حكيمي گرانمايه است!!
خلاصه اينكه چند روزي هست ميخواستم درباره تعليق حكم "دلارام علي" چيزي اينجا بنويسم كه عاقبت به كلي پشيمان شدم. احساس كردم موضوع متوليان خاص خود را دارد و لازم نيست من چيزي بگويم. حتي اگر تا حالا گفته نشده باشد!
۲- حالا يك كتاب از دست مميزان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رفته و با سانسور كمتر مجوز انتشار گرفته، اين جماعت ولكن نيستند. يعني تا كتاب از مغازهها جمع نشود كوتاه نميآيند. از اين جماعت توقعي نيست، اما از دوستان اعتماد ملي انتظار نميرود كه آب به آسياب جماعت سانسورچي بريزند. البته طبیعی است که نقش اپوزیسیون منصوب را بازی کردن بالاخره اقتضائاتی دارد. آقایان رضایی و کروبی به همراه احزابشان -اتحاد ملی و اعتماد ملی- تلاش مضاعفي دارند كه خود را مخالف دولت و در عين حال، طرفدار ارزشها نشان دهند. توجه كردهايد كه چقدر نام احزابشان هم شبيه هم است؟
این هم نظر بی بی سی درباره این کتاب.
۳- این خبر را دیدهاید؟ خيلي جالب است. حالا ديگر حسين شريعتمداري و محمدكاظم انبارلويي شدهاند منتقد دولت و جايزه هم ميگيرند. خوش بهحال اين منتقدين كه "بزغاله" نيستند و "كسي از زيرشان نيشگون" نگرفته است. ما هم كه گوشمان دراز است!!!



