رضا وليزاده را گرفتهاند. خوب تعجبي هم ندارد. وقتي ماجراي سگهاي 600 ميليوني رئيس جمهور مسلمان و طرفدار مستضعفين جهان را منتشر كني، آخر و عاقبتت بهتر از اين نميشود.
رضا را از همشهري ميشناسم. پسر بلند قد دوستداشتني. همان كه يك روز بهخاطر اينكه نميخواست سر خم كند، به دستور سردبير از روزنامه اخراج شد و هرچند بعدتر گفتند بيا، اما او ديگر نيامد. عادت نداشت زير بار حرف زور برود. رفت پيش همان آدمي كه او را اخراج كرد و همه حرفهايش را زد. آنقدر تند و بيپروا كه همه تعجب كردند.
حالا رضا كجاست؟ بايد بگوييم آدمها رضا را گرفتند يا سگها!؟
يادش بهخير آن روز كه براي گزارش مردهشورخانهاش يادداشت نوشتم. مردهشور اين زندگي را ببرند كه حق نداري حرف بزني و بنويسي و زندگي كني! پس ما براي چي زندهايم؟
يادش بهخير آن كلمهسازيها!!! رضا بيا با آزادي تركيب بسازيم. آزاديوند، آزاديخور، آزاديمند، آزادي كار، آزادي دار، آزادي بردار، آزادي بر دار........................
مرتبط: خبر سگهای 600 میلیونی رئیس جمهور، رضا ولیزاده را گرفت


