خوبی این دوستان اصولگرا ـ يا همان راستيهاـ اين است كه اگر گوشت همديگر را بخورند، استخوانشان را دور نمياندازند. هرچه شهرداري و دولت با هم دعوا داشته باشند؛ جايي كه بحث ماندن ميشود، با هم هستند. حالا اين را مقايسه كنيد با رفتار اصلاحطلبان ـ بخوانيد چپيهاـ در شوراي شهر اول.
در همين مورد اخير، دولت با تعطيل كردن شهر، به خوبي هم ناكارآمدي خودش را پنهان كرد و هم كار پاكسازي معابر را از شهرداري به خورشيد حواله داد! اين يعني حداكثر كارآمدي و هماهنگي از جانب نظاميان!!!
حالا اين شهر يك هفته تمام مثل شهر ارواح شده است و مردم هم از ترس قطعي گاز و آب و برق و ... در خانه ماندهاند. تنها نانواييها شلوغ هستند. انگار قرار است در كنار سرما، قحطي هم بيايد. ديروز بيش از ۳۰ دقيقه در صف بودم تا يك نان بخرم و در همين حال، مردم هشت تا هشت تا نان سنگك ميگرفتند!
بالاخر بايد معلوم شود اينجا ايران است يا نه؟ يك هفته تعطيل بهخاطر آمدن يك روز برف و سرد شدن چند درجهاي هوا. شانس آورديم جزء كشورهاي سردسير نيستيم و گرنه با اين مسئولان كارآمد، ۳۶۵ روز تعطيلي داشتيم.
پانوشت۱: امروز سركار بوديم و فردا هم خواهيم بود. ديروز هم عليرغم ميلم تعطيل شد.
پانوشت۲: جريان آن نامه به خدا را كه يادتان هست؟ كل حرفش اين بود كه برف بيايد. خوشحالم كه آمد و حسابي هم آمد. (((:



