تبليغاتX
دیگری - خمسه
شنبه 1386/11/13
خمسه

۱- يك وبلاگ جديد پيدا كردم. نه اين‌كه طرف تازه شروع به نوشتن كرده باشد يا من تازه وبلاگش را ديده باشم، نه! قبل‌تر حوصله خواندن آن‌جا را نداشتم. امروز هوس كردم ببينم چه مي‌نويسد. خوشم آمد. كلي از آرشيوش را خواندم. البته شك به دل‌تان را ندهيد. اصلا قصد ندارم اين‌جا معرفي‌اش كنم!!
۲- فيلترشكنم را كه فعال مي‌كنم، سرعت اين كامپيوتر ذغالي محل كار ديوانه كننده مي‌شود. مخصوصا كه اينترنت هم با دانلودهاي بي‌حساب دوستان، در حد مرگ است. بدون فيلترشكن هم اصلا جايي نمي‌توانم بروم. شكر خدا همه‌جا فيلتر است.
۳- مثل هميشه كلي كار عقب افتاده دارم كه بايد انجام دهم و نمي‌دهم. از نوشتن گزارش براي سال‌نامه بگير تا خريد براي خانه و تلفن زدن به كسي كه بخشي از آرشيوم را امانت گرفته و نياورده!
۴- در ادامه بند بالايي بايد بگويم به شكل بي‌حسابي بي‌حس هستم. انگار كل بدنم كرخت شده است. چرا؟ همين‌طوري!!
۵- بين نوشتن شماره ۴ و ۵، شماره جديد هفته‌نامه شهروند امروز را ورق زدم. يك عكس بزرگ از عبدالله نوري روي جلد دارد و پرونده‌اي به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي ايران. اگر وقت كرديد، بخوانيد و من هم بگوييد چي دارد. خيلي وقت است حوصله روزنامه و مجله‌خواني ندارم!

ساعت 16:23 | | لینک