تبليغاتX
دیگری - خفقان
سه شنبه 1386/11/23
خفقان

۱- از پریشب تا حالا گلویم گرفته. مثل پسران در حال بلوغ شده‌ام و يا مداحان پركار، بعد از دهه اول محرم! خلاصه اين‌كه صدايم در نمي‌آيد.
۲- خب دهه فجر امسال هم تمام شد و همه چيز عادي مي‌شود. البته بعد از آن‌كه تلويزيون راه‌پيمايي تمام شهرهاي ايران را نشان داد. در همين‌باره اين نوشته را هم بخوانيد. بد نيست.
۳- من فيلم شهر زنهاي فليني را نديده بودم. ديروز ديدم. واقعا خوشم آمد. جالب بود. توصيه مي‌شود!
۴- از همين‌حالا، كمتر از ۳۶ روز به پايان سال نكبتي ۸۶ مانده است. يعني مي‌توان اميدوار بود بدون هيچ اتفاق بد جديدي، گورش را گم كند و برود!؟
۵- پريشب شنيدم يكي از آدم‌هاي دور و برم، در حال انجام كارهاي مهمي است. گفتم پس بگو چرا جواب تلفن‌هايش را نمي‌دهد! خانم گرامي اگر اين‌جا را مي‌خوانيد، توجه داشته باشيد من همان ميثم هستم كه قبلا مي‌شناختيد؛ مي‌شود تحويل بگيريد!؟
۶- يك پيام خصوصي: اين‌قدر نترس. ديوراهايي كه دور خودت كشيده‌اي را تنها خودت مي‌تواني خراب كني.
۷- هيچي. همين‌طوري نوشتم تا هفتا بشه و خوش يمن باشه!
----------------------
بعدالتحریر: مخاطب بندهای ۵ و ۶ دو نفر متفاوت هستند.

ساعت 15:27 | | لینک