ديشب شنيدم يك آقايي كه من تابهحال يك بار بيشتر افتخار ديدارش را نداشتهام؛ رفته و تجديد فراش كرده. يعني زن دوم گرفته. همان يكبار كه حضرت اجل را ديدم احساس كردم بايد در حراست يكي از ادارات دولتي مشغول باشد. چون هنوز ماتحت مبارك به زمين نرسيده، شروع كرد به مسئله شرعي گفتن. آنهم در مورد موضوعي كاملا بيربط! البته بعدا فهميدم ايشان در قسمت نقليه يكي از دانشگاههاي دولتي مشغول هستند.
خلاصه اينكه آقا شلوارش دو تا شده است. به چه بهانهاي؟ اين يكي خيلي جالب است. ايشان به همسر اولشان پس از ۱۵ سال زندگي مشترك و داشتن دو بچه، گفتهاند، "تو همش ميشوري و ميسابي. من زني ميخواهم كه شبهاي جمعه به هيات بيايد و صبحهاي جمعه به نمازجمعه". واقعا جالب نيست؟
اين را گفتم تا احيانا هم جنسان عزيزي كه به دنبال بهانه براي شيطنت هستند، بدانند از اين راه هم ميتوانند استفاده كنند. هميشه كه نبايد قد و اندام فلان خانم را بهانه كرد!
نكته ديگر، روش گفتن اين موضوع است. خانم و بچهها در منزل يكي از اقوام بودهاند و به ايشان تلفن ميكنند كه چرا نمييايي. او هم ميگويد "منزل اين يكي زنم غذا ميخورم". خانم اول باورش نميشود، اما بعد ميبيند كه نه قضيه جدي است. خوب آقا خلاف شرع كه نكرده. زن گرفته! حالا هم نميخواسته دروغ بگويد كه جزو گناهان كبيره است!
من فقط اين وسط دوست دارم اين آقاي محترم را ببينم و از ايشان بپرسم اگر شما يك روز در خانه بوديد و به همسرتان تلفن ميكرديد كه خانم كجايي و او هم ميگفت: "عزيزم من فعلا مشغول معاشقه با آن يكي شوهرم هستم"؛ تو خوشت ميآمد؟
دوشنبه 1386/12/06
آنچه براي خود نميپسندي
ساعت 14:52 | | لینک



