يكبار در جمعي دوستانه، يكي از دوستان خوبم گفت: "من در يك ماه اول آشنايي با فلاني (بنده را ميگفت) از او بدم ميآمد." و در مقابل، دوست خوب ديگري گفت: "نه. من فقط يك هفته ازش بدم ميآمد".
البته گفتن ندارد كه من از اين سخن دوستان اصلا رنجيده خاطر نشدم و كلي هم خنديدم! چون اين يك موضوع و قاعده تقريبا كلي است كه آدمها در نگاه اول چندان از من خوششان نميآيد و به اصطلاح امروزيها، Interface خوبي ندارم. من هم به اين موضوع عادت كردهام و ميدانم نماي بيرونيام به گونهاي نيست كه در نگاه اول كسي را جذب كند. يعني حداقل قيافه و رفتارم جذاب نيستند. چرا؟ نميدانم و چندان هم برايم مهم نيست. يعني تابهحال، لزوم اينكه از خودم ظاهري خوب به ديگران نشان دهم را درك نكردهام. من فقط اصول اوليه را رعايت ميكنم. مثلا سعي ميكنم هميشه ظاهري تميز داشته و باشم و مودبانه حرف بزنم. همين. بقيهاش به من ربطي ندارد.
حالا اینها را نوشتم؟ به دو علت. يكي اينكه در چند روز گذشته، آدمهاي زيادي اصرار داشتند ريشها و موهايم را كوتاه كنم. (براي كساني كه مرا نديدهاند ميگويم كه نزديك ۶ ماه است، ريشهايم را كوتاه نكردهام و مدتي بيشتر هم موهايم را). دوم براي كساني است كه مرا نميشناسند و اين عكس گوشه سمت چپ را ميبينند و ميخواهند از راه قيافه، به فكر من پي ببرند!
خلاصه اينكه من با قيافهام مشكلي ندارم و به همه انسانهاي روي زمين هم حق ميدهم از ريخت مزخرفم خوششان نيايد. اما قصد تغيير چيزي را ندارم.
یکشنبه 1387/01/18
چنانكه هستم، هستم
ساعت 14:33 | | لینک



