یک جایی در همین وبلاگ نوشتم که اهل نوشیدن مشروبات الکلی نیستم ـ حالا هم حوصله ندارم پیدایش کنم و لینک بدهم! ـ اما اين هم واقعيتي است كه هر آدمي احتمالا نياز به مستي و از خودبيخود شدن دارد! آنهم در اين دوراني كه واقعا دنيا پر از شر و شور است و حتما بدون شراب تلخ نميتوان دمي از مشكلات آن آسود.
شراب من كه با آن حسابي مست ميكنم و بيخود ميشوم؛ خواندن است. وقتي كتاب، مقاله، يادداشت، گزارش و بهطور كلي نوشته خوبي ميخوانم، آنقدر لذت ميبرم كه از دنيا فارغ ميشوم. حساب زمان از دست در ميرود و نميفهمم چه مدت وقت صرف شده است. البته با اين حساب، اين روزها من دائم الخمر شدهام و لابد بايد براي درمان خود چارهاي بيانديشم!
اين همه را گفتم كه بگويم خاطرات "شهرنوش پارسيپور" كه در زمانه منتشر ميشود را از دست ندهيد. البته حتما تا بهحال آنها را ديدهايد كه به صورت سريالي در زمانه درج ميشوند. من هم ديده بودم، اما به عمد گذاشتم تعدادشان زياد شود تا از خواندنشان لذت بيشتري ببرم. در حقيقت حالا مانند يك كتاب شدهاند. لذتبخش است خواندنشان.
جمعه 1387/02/06
شراب تلخ ميخوانم!!
ساعت 16:49 | | لینک



