۱ـ کلی درباره تاکسیهای افتضاح پايتخت نوشته بودم كه برق اتصالي كرد و همش پريد): الآن هم حوصله دوباره نوشتن ندارم!
۲ـ عجب تيمي است اين هلند. من كه يك ايتاليايي دو آتشه هستم، واقعا از بازيهاي هلند لذت بردم. اين تيم اگر بدشانسي نياورد، قهرمان اروپا خواهد بود.
۳ـ امروز رفتم يك ساعت در بانك معطل شدم تا يك كارت خريد اينترنتي بخرم تا بتوانم يك سيمكارت همراه اول براي مادرم ثبت نام كنم. خوب اگر قرار بود يك ساعت علاف شويم و به بانك برويم، چه لزومي بود كه اينترنتي ثبت نام كنيم؟ وضعيت بانكداري و تجارت الكترونيكي در ايران از آنتندهي ايرانسل هم بدتر است!
۴ـ پنجشنبه تولد يكي از دوستان بود كه برايش، حافظ و سعدي "عباس كيارستمي" را خريدم. گرچه من دوست دارم يك غزل كامل بخوانم و از تك تك كلماتش لذت ببرم، اما اين كتابها هم بد نيستند. بهخصوص اگر حوصله خواندن كامل اشعار وجود نداشته باشد.
۵ـ يك كار دلي شروع كردهام كه دوستش دارم. يكي ديگر هم قرار است به زودي شروع شود. اينها باعث ميشوند احساس كنم هنوز روزنامهنگارم. (كار دلي يعني كاري كه نه اجباري به نوشتن هست و نه وقتي مينويسي، پولي عايدت ميشود. فقط بهخاطر علاقهات مينويسي)
شنبه 1387/03/25
از دست خويشتن فرياد
ساعت 16:51 | | لینک



