جمعه 1387/04/28
خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي
صبح كه چه عرض كنم، نزديك ظهر از خواب بيدار ميشوم. بانو خانه است. مرخصي گرفته. من هم كه برخلاف عادت مالوف روزنامهنگاران، بيش از يك سال است جمعهها را در خانه ميگذرانم. تصميم ميگيريم بعدازظهر برويم زيارت اهل قبور. بعد يك تلفن ميشود و هنوز قطع نشده، ميفهمم يك سنگ به قبرهاي قطعه هنرمندان اضافه شده. جمعهام از همان ابتدا رنگ بعدازظهر به خود ميگيرد.
حالا از طربستان ملكوت، شجريان گوش ميدهم و نميتوانم نه چيزي بخوانم و نه به جايي سربزنم.
اين تابستان كي تمام ميشود؟
ساعت 14:22 | | لینک


