هميشه وقتي تلويزيون جشنهاي كشورهاي خارجي را نشان ميدهد، از خودم سئوال ميكنم "دليل برگزاري اين جشنها چيست؟" مثلا چرا در يك روز مشخص، مردم چندين تن گوجه فرنگي را به سر و كله هم ميكوبند؟ يا چرا گاوهاي عصباني را در خيابانهاي تنگ ول ميكنند تا شاخشان بزند؟
امروز خبري در روزنامه اعتماد ديدم كه بهنظرم رسيد ما هم به همين مسير ميرويم. اصل خبر همان تيترش هست: "واردات گندم آغاز شد".
مگر ما چند سال پيش جشن خودكفايي در توليد گندم نگرفتيم و كلي در بوق و كرنا نكرديم كه وابستگيمان در اين كالاي استراتژيك به خارج از كشور قطع شد؟ پس اين پنج ميليون تن گندم براي چيست؟ يعني ما فقط در شرايطي خودكفا هستيم كه به اندازه گيلان در همهجاي كشور باران ببارد؟ اين كه هنر نيست و پز دادن و جشن گرفتن ندارد.
كتابي در دست خواندن دارم، درباره بحران آب در خاورميانه. نويسنده در جاي جاي كتاب از سياست عربستان در توليد محصولات كشاورزي انتقاد كرده و دليل آورده كه اين كار به علت كم آبي عربستان، اقتصادي نيست.
عيسي كلانتري (وزير كشاورزي در دوران هاشمي و خاتمي) اواخر فروردين امسال گفت و گويي داشته با راديو فردا!! كه در آن، شعارخودکفايی گندم را از ابتدا يک حرف غيرکارشناسی دانسته. (كل مصاحبه را اينجا ببينيد كه البته به فيلترشكن نياز هست.)
خلاصه اينكه به نظر ميرسد ما هم انواع و اقسام جشنهاي بيدليل داريم. جشن گندم تنها يكي از آنان است.
یکشنبه 1387/05/13
جشنها الكي
ساعت 16:33 | | لینک
