حتی اگر صبح اول هفته بروی دنبال یک کار اداری و آخر سر هم انجام نشود، باز هم دلیل نمیشود.
حتی اگر برای واریز یک قبض ۲۰۰ تومانی، هزار تومان کرایه ماشین بدهی،باز هم دلیل نمیشود.
حتی اگر هوا در حد مرگ گرم باشد، باز هم دلیل نمیشود.
حتی اگر یک هفته باشد که از بیعینکی کوره شده باشی، باز هم دلیل نمیشود.
بله همه اینها دلیل نمیشود که من دلم مثل و سیر سرکه بجوشد. نمیدانم چرا دوباره این رختشورخانه احمقانه در دلم کارش را شروع کرده. چند وقتی بود تعطیل کرده بودند و رفته بودند پی کارشان. اما انگار دوباره آمدهاند.
فقط یک چیز میماند. جایی که کار داشتم، روبروی پارک "خاوران" بود. هر وقت آنجا میروم، در دلم آشوب میشود. امیدوار بودم اینبار کارم تمام شود و دیگر مسیرم آن سمتی نیافتد که نشد.
نمیدانم. بقیه گناه میکنند، من عذاب وجدان میگیرم!
شنبه 1388/03/02
باز هم رختشویی
ساعت 15:53 | | لینک

