تبليغاتX
دیگری - امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
یکشنبه 1388/03/31
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

نگرانم. نگران مردم. حالا این نگرانی را به هرچه می‌خواهید، تعبیر کنید. برایم مهم نیست. شاید تا دیروز مهم بود. اما امروز نه.
بیشتر از دو ساعت است که سر کار هستم. دستم به کار نمی‌رود. به ندرت دچار سر درد می‌شوم. حالا سرم درد می‌کند. دندان خراب ندارم، اما دندانم درد می‌کند. دلم آشوب است. از آن‌چه می‌ترسیدم به سرمان آمده. حالا من باید چه کنم؟ این سئوال را هر روز صبح از خودم می‌پرسم و جوابی نمی‌یابم.
نگرانی وجودم را می‌خورد.

يَا سَرِيعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لاَ يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غِنًى‏ ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلاَحُهُ الْبُكَاءُ يَا سَابِغَ النِّعَمِ يَا دَافِعَ النِّقَمِ يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ

ساعت 12:49 | | لینک