یک جای کار مشکل دارد. از اول هم داشته. یعنی موضوع مال ۱۰ سال و ۱۰۰ سال قبل هم نیست. از همان ۱/۱/۱ مشکلی در کار بوده؛ وگرنه قاعدتا اوضاع ما نباید اینطور میشد که الان هست.
حالا من و تو از یک چیزهایی خوشمان نمیآید. شاید از هم از خیلی چیزها. به هر صورت چارهای نیست. باید تحمل کرد. یک سری چیزها هست که بد روی اعصاب هستند. خب چارهای نیست. نمیشود قضا را تغییر داد. باید تن داد. شاید در دراز مدت راه حلی پیدا شد. البته آن هم شاید. بالاخره همین است دیگر. دنیا همین است. گفتم که، از همان ابتدا یک جای کار مشکل داشته و حالا هم دیگر برای درست کردناش دیر است. براساس قاعده و آنطور که من محاسبه کردهام، این دیوار الان حوالی ثریا است. صاف کردناش ناممکن است. بنشین در سایهاش و حالت را ببر. خیالت هم جمع باشد که این دیوار اهل ریخت نیست. اگر میخواست بریزد، در این میلیاردها سالی که اجداد ما زیر سایهاش نشستهاند، ریخته بود.
شنبه 1388/04/13
گفت و گوی من و من
ساعت 11:4 | | لینک

