در روزهای گذشته اخبار و گزارشهایی که درباره سخنرانی نزدیکان دولت کودتا در دانشگاهها خواندهام، نگرانم کرده است. یعنی نگرانیام را نسبت به قبل، بیشتر کرده. خواندم و احتمالا خواندهاید که به سردار صفار هرندی و سردار افشار در دو دانشگاه مختلف اجازه سخرانی داده نشده. آن هم توسط دانشجویان. از قضا لنگ کفشهایی هم در این میان پرتاب شدهاند.
همیشه نگران این بودهام که در صورت قدرتیابی مخالفان قدرت فعلی، اپوزیسیون اجازه نفس کشیدن خواهد داشت؟ یا نه با آنها همانگونه برخورد میشود که امروز با ما. اینکه طرفداران جنبش سبز نمیتوانند در دانشگاه یا هر تریبون رسمی دیگری سخنرانی کنند، توجیه خوبی برای بر هم زدن سخنرانی قدرتمندان نیست. ما این راه را یک بار رفته ایم.
آنها که یک روز در خیابان شعار دادند "ملیا کوشن، تو سوراخ موشن" واقعا مردم بودند. همانها که چندی بعد آمدند و مرحوم مهندس بازرگان را "پیر خرفت ایران" لقب دادند یا خطاب به ابوالحسن بنیصدر گفتند: "حالا که رهبرت مصدق شده، رای مارو پس بده" و ...
آن اعتراضات واقعا مردمی، کم کم سازماندهی شد و به شکل گروههای خشوننتطلب امروزی درآمد.
واقعیت این است که متاسفانه یا خوشبختانه، نوک پیکان اعتراضات همیشه به سمت مخالفان ما نمیماند و روزی به سمت ما برخواهد گشت. پس بهتر است از همین امروز که شاید روز اول جنبش باشد، خلیفهکشی را باب نکنیم.
در این رابطه باز هم خواهم نوشت.
* آخرین جمله فیلم گال، ساخته ابوالفضل جلیلی

