تبليغاتX
دیگری - جوابيه بي‌ربط
یکشنبه 1385/02/10
جوابيه بي‌ربط

ماجراي كامنت‌هاي بي‌نام و نشاني كه در وبلاگ‌ها گذاشته مي‌شوند البته چندان جديد نيست ولي هنوز هم قرباني مي‌گيرد. (هنوز به من نرسیده است) شايد آخرين نمونه‌اي كه من سراغ دارم آزاده بهشتي است كه از الطاف بيكران كس يا كساني بهره‌مند شده‌است.
مورد ديگر جنگ وبلاگي
ليلي است با گردباد. با آنكه موضوع چندان به من ربط نداشت چيزكي نوشتم و بد نديدم اينجا هم بياورمش.

۱- با اينكه با تعريف‌هاي تو من جوجه روشنفكرنماي عقده‌اي نيستم،( البته احتمالا) دوست دارم چيزكي در اين‌باره بنويسم.

۲- روزگاري نه‌چندان دور در اين سرزمين كلمه روشنفكر يك فحش بود. شايد از آن زمان كه آل‌احمد خيانت همه را فراموش كرد و از خيانت روشنفكران نوشت. در هر صورت تفكر فرديدي كه آل‌احمد متاثر از آن بود و پس از انقلاب بر همه شئونات زندگي ما حاكم شد، برخي كلمات را فحش ترجمه كرد كه روشنفكر يا لائيك يا ليبرال از جمله آن‌ها بودند. البته اين اثرات هنوز هم در اين مملكت قابل مشاهده است.

۳- چپ بودن در ايران _ و شايد خيلي از كشورهاي جهان سومي _ مد است. ربطي هم به پايگاه فرهنگي يا اجتماعي يا حتي اقتصادي افراد ندارد. همه مي‌خواهند ژست چپ بودن بگيرند. يا در اقتصاد يا در سياست و يا در روشنفكري. اصلا كلمه روشنفكر در ايران مساوي چپ است. انگار نمي‌توان روشنفكر ليبرال بود! هركس مي‌خواهد سري در سرها در آورد لزوما بايد چپ باشد؛ يا حداقل ژست آنرا بگيرد. اين وسط يكي مثل آل‌احمد پيدا مي‌شود كه كمونيسم را با اسلام پيوند مي‌زند!!!! و يكي مثل شريعتي سوسياليزم را با شيعه!!! آن‌وقت است كه ديگر به هيچ طريقي نمي‌توان جلوي اين حماقت دسته‌جمعي را گرفت. همه چپ هستند از ديندار تا بي‌دين. از مدرن تا اورتودكس. وقتي هم سر مي‌كني در زندگي‌شان مي‌بيني هركدام يك كاخ دارند و به قدر تمامي كاپيتاليست‌هاي دنيا حقوق بدبخت بيچاره‌ها را نوش‌جان كرده‌اند.

۴- بي‌خود از اين جماعت دو آتشه حراف نترس كه آتششان مثل شعله بوته خار است. زود مي‌گيرد، بالا مي‌رود و به‌همان سرعت هم خاموش مي‌شود. خصوصيات اين جماعت مدام در فيگور را درست نوشته‌اي. به همه اين‌ها، بي‌سوادي و خشك مغزي و جمود فكري را هم اضافه كن كه اتفاقا اين آخري علت اصلي بدبختي ‌شان است.

ساعت 15:15 | | لینک