خارج از محدوده
در مورد وقوع انقلاب اسلامي در سال 57 و علل پيدايش آن سخنان زيادي گفته شده است و هر كدام از متفكران و انديشمندان بسته به نوع تفكر خود، علل وقوع انقلاب را بررسي كرده اند. ازجمله اين نظريات يكي هم قيام حاشيه عليه متن است كه توسط ميشل فوكو مطرح شد. ميشل فوكو به هنگام پيروزي انقلاب با خوشحالي تمام گمان كرد براي نظريه خود شاهدي تمام عيار يافته است. البته او پس از مدتي از برخي نظريات خود درباره انقلاب ايران بازگشت، ولي در هر صورت مدل فوكو مورد پذيرش عده اي از جامعه شناسان قرار گرفت و از سوي عده اي ديگر رد شد. جدا از اين نظريه به طوركلي مي توان گفت آنچه انديشمندان خارجي مي گويند، بيشتر بر اوضاع اجتماعي كشورهاي خودشان مطابق است تا ديگر كشورها و بخصوص جهان سوم. با اين حال اگر بپذيريم كه نظريه حاشيه عليه متن فوكو در ايران رخ نمي دهد، فراموش كردن حاشيه ها تبعات ناخوشايند فراواني خواهد داشت.
در ايران حاشيه ها معمولاً ناديده گرفته مي شوند. براي آن كه از موضوع دور نشده و سخن بيش از حد انتزاعي نشود، مي توان به حاشيه شهرها اشاره كرد و به صورت مشخص تر حاشيه شهر تهران به عنوان بزرگترين شهر ايران و پايتخت كشور.
حاشيه تهران كه هر روز بزرگ و بزرگتر مي شود و انسان هاي بيشتري را در خود جا مي دهد، آن چنان با متن شهر تفاوت دارد كه نمي توان تصور كرد در فاصله حداكثر يك ساعته از مركز شهر قرار دارد. حاشيه تهران مانند هر نقطه ديگر وارداتي دارد و صادراتي؛ واردات و صادراتي كه البته با ديگر شهرهاي كشور تفاوت هاي زيادي دارد.
واردات حاشيه تهران فاضلاب هاي خانگي و صنعتي و بيمارستاني است و صادرات آن ناهنجاري هاي قانوني و اجتماعي. فاضلاب تهران به شهر ري سرازير مي شود، زباله ها در كهريزك دفن مي شوند و مجانين به امين آباد مي روند. از آن سو قاچاق مواد مخدر و كودك آزاري و سرقت و قتل و... وارد شهر مي شود. البته مهم ترين نكته كه بايد متذكر شد بي تقصيري مردمان اين منطقه است؛ مردمي زحمتكش كه تنها گناهشان زندگي در حاشيه شهر است.
حاشيه هاي شهرها به دليل ارزان تر بودن زندگي در آنجا و از سوي ديگر غفلت نيروهاي انتظامي و امنيتي به مأمن قانون شكنان تبديل مي شوند، بدون آنكه مردم اين منطقه نقشي در شكل گيري اين معضل داشته باشند. آنها خود قرباني اين وضعيت هستند. اتفاقي كه در پاكدشت رخ داد- كودك آزاري توسط بيجه- نمونهاي از معضلات حاشيه شهر بود كه قربانيانش نيز از همان منطقه بودند. البته از زاويه اي ديگر بيجه خود قرباني همين حاشيه ها بود. اين گونه است كه قانون شكني و تجاوز به حقوق ديگران در حاشيه شهرها چون دايرهاي بسته تكرار مي شود و البته حتماً اثرات فيزيكي و رواني آن به متن شهر نيز گسترش مييابد.



