تبليغاتX
دیگری - پیغام آشنا
جمعه 1385/04/02
پیغام آشنا

ما از يك قبيله‌ايم؛ حتي اگر احمق‌ها بينمان خط كشيده باشند.
ما از يك قبيله‌ايم؛ حتي اگر من متولد ايران باشم و ساكن تهران و تو متولد افغانستان باشي و ساكن فرانكفورت.
ما از يك قبيله‌ايم؛ حتي اگر تا به‌حال همديگر را نديده باشيم.
ما از يك قبيله‌ايم؛ چون با اين قيمتي در لفظ دري سخن مي‌گوييم و از آن مهمتر هم‌دليم.
ما از يك قبيله‌ايم؛ چون درد مشترك داريم.
ما از يك قبيله‌ايم؛ چون با آن‌كه هيچگاه نديده‌امت، دوستت دارم.
هم‌قبيله! كتابت را بوسدم به سينه فشردم.
هم‌قبيله! باز هم، بنويس. شعرت فرياد ماست. فرياد افغانستان مظلوم. فرياد تاجيكستان از يادها رفته. فرياد ايران از اسب افتاده.
هم‌قبيله! باز هم بگو. صداي تو خوب است. صداي تو سبزينه آن...

***

دوست ناديده‌ام خالده نيازي آخرين دفتر شعرش را برايم از آلمان فرستاد. نمي‌دانم چرا، ولي بهترين هديه‌اي بود كه تا به‌حال گرفته‌ام. از خوشحالي داشتم ذوق مرگ مي‌شدم! براي اولين بار احساس كردم وقتي قاصدي خبري از يار در درو دست‌ها برايت مي‌آورد، چه حسي دارد. وقتي امضاي يادگاري‌اش را ابتداي كتاب ديدم كه نوشته بود «با خلوص به همزبان عزيز ميثم قاسمي تقديم مي‌شود» و بعد نام خودش و تاريخ 2/5/2006 داشتم از خوشحالي پر در مي‌آوردم.
دفتر شعر «از همیشه تا هنوز»

جديدترين اثر چاپ شده از اين شاعره خوش ذوق افغاني است. انتشارات گردون _ متعلق به عباس معروفي _ اين كتاب را برايش چاپ كرده و طرح روي جلد هم كار اكرم ابويي است. از اين همكاري فارسي زبانان در ديار غربت خورسندم.

خالده عزيز باز هم متشكرم.
"حتما چند شعرش را اينجا خواهم گذاشت."

ساعت 14:18 | | لینک