تبليغاتX
دیگری - اين قوم مأيوس
سه شنبه 1385/04/13
اين قوم مأيوس
یک دوبيتي مجال سرودن نمانده‌است
يك غزل فرصت با تو بودن نمانده‌است
خسته‌ام، خسته از آنچه گفتيم و گفتند
حال اثبات انكار در من نمانده‌است
تيغ تا بي‌نهايت برهنه‌است، تا بي‌نهايت
زخم‌ها را مجال شمردن نمانده‌است
عاشقانه بميريم، بايد بميريم، شايد
روزگاري است تا چاره‌اي غير مردن نمانده‌است
از من و تو چه مي‌خواهد اين قوم، اين قوم مأيوس
از تو چيزي نمانده است، ازمن نمانده است
ساعت 11:4 | | لینک