1- نميخواستم پست عصباني قبلي را ادامه دهم. اما چهكنم؛ وقتي ميبينم حضرت والا فكر ميكنند اگر در وب ننويسند، يك جايي از دنيا لنگ ميزند و زمين به درستي نميگردد، آنوقت دردم ميگيرد از اين همه حقارت و كوچكي و بيظرفيتي. شايد هم تقصير ماست كه به آدمها اين همه بها ميدهيم! آيا واقعا هر كسي ارزش و لياقت اين همه توجه و بهبه و چهچه را دارد؟ مگر چه ميكند؟ كدام كار بزرگ را در زندگياش انجام داده؟ كدام مطلب بدرد بخوري را در روزنامه يا وبلاگ نوشته كه در حد خدا ستايشش ميكنيم؟
2- كامنتهاي پست قبلي را اگر بخوانيد، ميبينيد كه خيليها با ترس و لرز نوشتهاند. چرا؟ اهميتي ندارد! بيخيال! اصلا بهترين كامنت را نيما گذاشته "به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیده ست...". واقعا بايد همين كار را كرد.
راستي هر دفعه كه اسم نيما را اينجا ميآورم، دلم ميسوزد از اينكه ديگر وبلاگي ندارد تا لينك بدهم. بد دنيايي است. اما بماند.
شنبه 1385/04/17
بماند 2
ساعت 17:33 | | لینک


