لبنان همچنان کانون اتفاقات و اخبار جهانی است. اگر سری به خبرگزاریها و روزنامهها بزنيد ـ فرقي نميكند از كدام جناح ـ حتما در همان صفحه اول چيزهايي در اين باره ميبينيد. البته اين اتفاق طبيعي هم هست. حمله اسرائيل به لبنان، يعني درگيري ايران و سوريه در خاكريز اول. اگر لبنان نتواند مقاومت كند، اتفاقات ناخوشايندي در انتظار سوريه و بخصوص ايران است. يكي از آنها، بازگشت همه به پرونده هستهاي ايران است كه انگار بايد تا سالها مثل استخوان لاي زخم باقي بماند. آيا امكان دارد بحران جديد خاورميانه تا مدتها ادامه يابد؟ حداقل آنقدر كه غرب متقاعد شود اگر ايرن امنيت نداشته باشد، اسرائيل هم آسايش ندارد؟
اين روزها نه از عملكرد حزبالله لبنان متعجبم و نه از گفتار مقامات ايراني. تنها كاري كه تعجب مرا برميانگيزاند، متوني است كه روزنامهنگاران اصلاح طلب مينويسند. به عنوان مثال ميتوان به سرمقاله امروز و پنجشنبه شرق اشاره كرد.اين سرمقالهها را كساني نوشتهاند كه سالها است بهعنوان كارشناس خاورمينه در ايران مطرح هستند و تعجب از همين است كه چطور كارشناسان مسائل خاورميانه با اين شدت و حتي ذوقزدگي از درگرفتن يك جنگ تمامعيار ديگر دفاع ميكنند. آيا نميدانند كه چه تعداد انسان و چهمقدار سرمايه در همين بمبارانها نابود ميشود؟ انگار مردم خاورميانه بايد زالد و ولد كنند و شهرهايشان را بسازند تا با موشكهاي اسرائيلي نابود شود! و همه اينها بري چه؟ براي آنكه ايران بتواند رآكتور آب سنگين داشته باشد و ۳ درصد اورانيوم غني كند! اگر دولتمردان ایرانی بخواهند چنين كنند هرجي نيست؛ ولي چرا روزنامهنگاراني كه ادعاي اصلاحطلبي و روشنفكري دارند بر طبل حمايت از جنگ و خشونت ميكوبند؟
*قصد دارم در مورد درگيريهاي اخير بيشتر بنويسم. لطفا با نظراتتان كمكم كنيد



